گويد و نيّت چنين كند . كه هفت بار گرد خانه مىگردم جهت طواف وداع خانهء كعبه از براى رضاى خداى ، پس هفت بار گرد خانه بگردد و دو ركعت نماز در مسجد گزارد و نيّت چنين كند كه : دو ركعت نماز طواف وداع خانه مىگزارم از براى رضاى خداى تعالى ، پس بيرون آيد و متوجّه شود .
بدانكه در هر نيّتى بايد كه معنى اجزاء آن نيّت را [ فى الجمله ] « 1 » دانند چنانچه فقهاء - رحمهم اللّه - تصريح به آن كردهاند پس كسى كه مىگويد احرام عمره حجّ و تمتّع اسلام واجب مىگيرم قربة الى اللّه مىبايد كه معنى احرام و عمره و حجّ و تمتّع و اسلام و واجب و قربت را بداند و فى الجمله در آن وقت به خاطر بگذراند و ما يكايك را بيان كنيم :
امّا معنى احرام مىگيرم يعنى جازم مىشوم كه از اين زمان تا آخر افعال عمره كه تقصير است بر مروه كه ترك محرمات احرام نمايم كه آن بيست و سه چيز است به طريقى كه فقهاء - رضوان اللّه عليهم - در كتب ، مذكور ساختهاند هفتده آن مشترك ميان مرد و زن است .
اوّل : صيد كردن « 2 » .
دوّم : بهره گرفتن مرد و زن از يكديگر .
سوّم : استعمال بوى خوش مطلقا . « 3 »
هامش
( 1 ) - اين جمله در برخى نسخهها نيست .
( 2 ) - آنچه دليل بر آن دلالت كرده و علّامه نقل اجماع بر آن كرده حرمت صيد برّى است نه مطلق صيد . و همچنانچه اجتناب از صيد كردن لازم است اجتناب از خوردن و كشتن و دلالت به گرفتن آن كردن لازم است و همچنين اجتناب از تخم آن نيز بكند . و از اين معنى استثناء شده كشتن ضبع و نمر و صغر و شبه آن و كشتن موش و مار و عقرب و چيزى انداختن از بالاى سر بر غراب . ع
( 3 ) - اين احوط است اگرچه در اثبات حرمت ماعداى مشك و عنبر و ورس و زعفران اشكالى هست . ع