ديگر آنكه اصحاب حضرت را ايذا كرد ؛ مثل آنكه ابن مسعود كه يكى از اصحاب بزرگ است ، چندانش زد كه هلاك شد و مصحفش را سوزانيد « 1 » و عمّار را چندان زد كه باد فتق پيدا كرد « 2 » و ابا ذر را زد و از مدينه بيرون كرد تا در بيرون مدينه مرد . « 3 »
و ظاهرا به واسطهء شهرت و معلوميت اينها را منع نمىكنند و جواب مىگويد ملا على كه : « ابن مسعود مصحفى داشت كه موافق نبود به مصاحفى كه بر آن اتفاق كرده بودند و به واسطهء اين از او مىخواست كه بگيرد و او نمىداد ، پس به واسطهء آن تأديب كرده باشد » . « 4 » و اما سوختن را جواب نگفته و غالبا كه جواب ندارد .
و همچنين عمّار را زد به واسطهء آنكه با او بىادبى كرد و نقل مىكنند كه نزد او مىرفت و سخنان درشت به او مىگفت . و ابو ذر را نيز جهت همين زد ؛ چه معلوم او شد كه چون روز جمعه ، او از خطبه فارغ مىشود ، ايشان تعريف شيخين مىكنند و كنايت به عثمان مىگويند كه : ديديد بعد از ايشان چهها پيدا شد ؛ عمارتهاى بلند ساختند و جامههاى نازك پوشيدند و اسبها سوار شدند و چيزهاى خوب خوردند ! و هرگاه عثمان را مىديدند اين آيه مىخواندند كه :
يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ
« 5 » الآية . پس عثمان او را به تازيانه زد به واسطهء ادب كردن و گفت : اينها مكن يا
هامش
( 1 ) - تجريد الاعتقاد ، ص 356 . بخارى در باب « جمع القرآن » از كتاب « فضائل القرآن » سوزاندن مصحف ابن مسعود را نقل كرده است .
( 2 ) - تجريد الاعتقاد ، ص 257 ؛ الإمامة و السياسة ، ص 51 ؛ شرح نهج البلاغة ، ج 3 ، ص 51 - 52 .
( 3 ) - تجريد الاعتقاد ، ص 256 ؛ شرح نهج البلاغة ، ج 3 ، ص 58 .
( 4 ) - شرح تجريد قوشچى ، ص 484 - 485 .
( 5 ) - سوره توبه ( 9 ) : 35 .