پرسيد كه ميراث من چند است ؟ ندانست . و اضطراب بسيار در احكام مىكرد و از مردمان مىپرسيد « 1 » و غالبا اينها همه مسلّم است ؛ چه ملا على مىگويد كه « اينها عيب نيست چرا كه مثل آن از امير المؤمنين نيز واقع شده مثل آنكه حضرت امير هم اولا مىگفت كه " كنيزى كه فرزند آورده باشد از مالك ، او را مىتوان فروخت " و بعد ، از آن برگشت و به قول عمر كه نمىتوان فروخت قرار داد . » « 2 » و معلوم است كه كمال عيب دارد كسى كه به جاى پيغمبر باشد و مسايل ضروريه كه مردم را واقع باشد و به آن احتياج داشته باشند ، نداند .
و آنچه از حضرت امير نقل كرده دروغ بر او بسته ، زيرا كه خود مكرّر نقل كرده كه « آن حضرت اعلم همهء صحابه بود » و نيز حضرت امير گفته كه « حضرت پيغمبر مرا هزار باب از علم درآموخت و بر من از هر باب هزار باب ديگر منكشف شد » . « 3 » و لهذا ملا سعد الدين در شرح الشرح غالبا مىگويد كه : « على برنگشت از آن قول ، و تا حال شيعه برآنند و از او آن را نقل كردهاند و مذهبشان آن است و ايشان مذهب حضرت را بهتر مىدانند » . و اين ظاهر است .
و امثال اين چيزها كه از او واقع شده بسيار است و رساله گنجايش بيش از اين ندارد .
[ اعمال خليفهء دوم ]
پس ، از عمر نيز بعضى مذكور مىشود مثل آنكه حكم كرد به سنگسار
هامش
( 1 ) - تجريد الاعتقاد ، ص 428 و ر ك : الإرشاد ، ج 1 ، ص 199 - 202 .
( 2 ) - شرح تجريد قوشچى ، ص 482 .
( 3 ) - الإرشاد ، ج 1 ، ص 34 ، 186 ؛ إعلام الورى ، ص 165 ؛ بحار الأنوار ، ج 40 ، ص 144 ، ح 50 : « علّمني ألف باب من العلم ، فتح لي كلّ باب ألف باب » .