الحديد - كه يكى از علماى اهل سنت است - مبالغه كرده در صحّت آن خطبه ، و رد كرده قول كسى را كه گفته : « اين خطبه ، كلام سيد رضى الدين برادر سيد مرتضى است قدّس روحهما » و گفته : « اين سخن غلط است ؛ چه شيخ من گفته كه من اين خطبه را در كتابى ديدهام كه تصنيف آن دويست سال « 1 » مقدّم بر ولادت سيد رضى الدين بود » « 2 » . و خود نيز مىگويد كه : « من نيز اين نوع كتابى ديدهام » « 3 » . و بعد از تصحيح خطبه مىگويد كه : « پس مشكل شد ، زيرا كه در اين خطبه شكايت است از اصحاب ؛ اگر حضرت راست مىگويد ، ايشان بد باشند و اگر دروغ مىگويد ، خود بد باشد » « 4 » و بعد از آن مىگويد كه « اين اعتراض بر شيعه نمىآيد ؛ چه ايشان مىگويند كه :
" صحابه بد كردهاند " فامّا بر ما مشكل مىشود و ما جواب مىگوييم كه : اولى آن بود كه على خليفه باشد و ايشان كه خليفه شدند ، ترك اولى كردند و حضرت شكايت از ترك اولى مىكند » . « 5 »
عزيز من ! تأمّل نماى در اين كلام ؛ چه معنى ندارد كه حضرت امير از عدول صحابه كه به جاى پيغمبر نشسته باشند ، شكايت كند و اسناد ايشان به امور ناخوش نمايد ، به واسطهء ارتكاب ايشان ترك اولى را ؟ غرض اينكه ترك تقليد بايد نمود و فكرى به حال خود كرد . و چون اين رساله گنجايش ذكر بيش از اين نداشت زياده مذكور نساخت . و نيز اگر اين مقدار فايده نكند بيش از
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخههاى كتاب « بيست سال » و در بعضى « چندين سال » آمده ، اما در شرح نهج البلاغه « دويست سال » آمده است .
( 2 ) - شرح نهج البلاغة ، ج 1 ، ص 205 .
( 3 ) - همان ، ص 205 - 206 .
( 4 ) - همان ، ص 156 . ابن ابى الحديد در آخر خطبه ، آن را از امير المؤمنين عليه السّلام دانسته و اين عبارات را در اوايل خطبه گفته است .
( 5 ) - همان ، 156 - 157 .