اين نيز فايده نخواهد كرد . اما اشارهاى چند به طريق ديگر مىشود ، شايد كه به فهم عوام نزديكتر باشد .
[ طريقى ديگر در اثبات حقانيّت تشيّع ]
اول آنكه ، غالبا كسى را از مسلمانان سخنى نباشد در اينكه حضرت امير و فاطمه و فرزندان ايشان عليهم السّلام حق داشتند و اين بسيار ظاهر است . پس شك نيست كه طريق ايشان حق است ؛ چه طريق ايشان به حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و إله و سلم منتهى مىشود و از آن حضرت مأخوذ است و ايشان مهبط وحى و محل نزول احكامند . پس معنى نداشته باشد كه طريق ايشان حق نباشد و حضرت ، ايشان را عالم نساخته باشد به راه راست با وجود كثرت محبّت به حضرت امير و به فاطمه و فرزندان ايشان و همچنين ايشان فرزندان خود را . و لهذا كسى را نديديم و نشنيديم كه در مادهء ايشان سخنى گفته باشد بلكه علماى مخالف همه ، ايشان را عالم و عادل مىدانند و از ايشان مثل حضرت امام صادق عليه السّلام اخبار نقل مىكنند . و صاحب فصول مهمّه در آن كتاب فضايل و كمالات اهل بيت را ذكر كرده « 1 » و ابن طلحه - كه يكى از عمدهء علماى ايشان است - كتابى مشتمل بر مناقب ائمّهء اثنا عشر تصنيف كرده و همه را امام مىگويد و از ايشان كرامات نقل مىكند « 2 » . و همچنين ابن مغازلى شافعى « 3 » بلكه شافعى ، خود چه
هامش
( 1 ) - الفصول المهمّة في معرفة أحوال الأئمّة عليهم السّلام تأليف على بن محمد بن احمد مالكى مكّى مشهور به ابن صباغ ( م 855 ) . مؤلف ، كتابش را در دوازده فصل ترتيب داده و در هر فصل ، تاريخ و فضايل و مناقب يكى از دوازده امام را برشمرده است .
( 2 ) - مراد ، كتاب مطالب السئول في مناقب آل الرسول تأليف محمد بن طلحهء شافعى است .
( 3 ) - ابو الحسن على بن محمد بن محمد الواسطى الجلّابى الشافعى مشهور به ابن مغازلى ( م 483 ) مؤلف كتاب مناقب على بن أبي طالب . براى اطلاع از شرح حال ابن مغازلى ر ك : مقدمهء مرحوم آية اللّه مرعشى بر مناقب ابن مغازلى با عنوان « الميزان القاسط في ترجمة مؤرّخ واسط » .