تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
و معلوم است كه دانسته كه اين دعا در روز غدير واقع شده . و از اينجا ظاهر مىشود كه صاحب كشّاف لعن معاويه مىكند و به روز غدير قايل است و معلوم است كه « مولى » يعنى اولى به تصرف است ؛ يعنى امام و حاكم . زيرا كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و إله و سلم فرمود كه : « هركه من مولاى اويم پس على مولاى اوست » . معناى ديگر اينجا مناسب نيست و معنى ندارد كه حضرت در روز گرما در غير محل فرود آمدن ، منزل نمايد و مردمان را فرود آورد و خطبه بخواند و وصيت نمايد به آنكه « هركه من دوست اويم ، پس على دوست اوست » چنان كه ملّا على قوشچى در شرح تجريد گفته . « 1 » و اين بسيار ظاهر است قطع نظر از نقل آخر حديث . اما با وجود آن گنجايش اين سخن نيست و اين را نمىتوان گفت و استبعادى كه ملا على كرده كه « اگر نصّ مىبود همه انكار آن نمىكردند و حضرت امير دعواى آن مىكرد و حال آنكه دعوى نكرد » « 2 » باطل است ، زيرا كه دنيا و شيطان و نفس و هواى جاه و منصب ، دشمنان قوىاند ، بعضى از اصحاب را اينها مانع شد و بعضى را ترس و بعضى را دشمنى حضرت امير و غير آن و بعضى ديگر كم‌عقلان را بازى دادند ؛ چه به ايشان گفتند كه شايد بعد از آن ، حضرت برگشته باشد و شما حاضر نبوديد و حاضر بسيار چيز داند كه غايب نداند . « 3 » و منقول است كه حضرت امير دعوى كرد و بسيارى از مردم را نيز به گواهى طلبيد و بعضى گواهى دادند و بعضى ندادند و گفتند كه فراموش كرده‌ايم مثل انس ، و حضرت امير او را دعا كرد و گفت : خدايا ! اگر دروغ گويد به عيب برصش مبتلا ساز كه هرچند خواهد پنهان كند آن را در زير عمامه ، نتواند
هامش
( 1 ) - شرح تجريد قوشچى ، ص 477 . ( 2 ) - شرح تجريد قوشچى ، ص 476 . ( 3 ) - ترجمهء اين كلام معروف عربى است : « الشاهد يرى ما لا يرى الغائب » .