تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
حين أسقطت من الخطبة لعنة الملاعين على أمير المؤمنين علي رضي اللّه عنه ، أقيمت هذه الآية مقامها . و لعمري إنّها كانت فاحشة و منكرا و بغيا ، ضاعف اللّه لمن سنّها غضبا و نكالا و خزيا ، إجابة لدعوة نبيّه : « و عاد من عاداه » . « 1 » اشارت است به آنكه معاويه حكم كرده بود كه لعن حضرت امير مىكردند بر سر منبرها و اين مستمر بود تا زمان عمر بن عبد العزيز و او بر طرف ساخت و فرمود كه : اين آيه را به جاى او نهادند ؛ چرا كه امر است مر به جاى آوردن و دانستن و دادن حقّ خويشان پيغمبر كه حضرت امير و غيره باشند ، همچنانكه معلوم شد . يعنى : خدا مىفرمايد ، و امر مىكند به عدل و نيكويى و دادن چيزى به اقوام پيغمبر ، و منع مىكند از فحش و تجاوز از حدود اللّه و از جميع چيزها كه عقل و شرع قبيح و منكر دانند . و از ظلم بىحدّ معاويه و اصحابش كه او را منعكس ساختند « 2 » ، پس امر كردند به فحش و منكر و بغى ، و نهى كردند از عدل و احسان ، و به جاى آوردند عقوق اقرباى پيغمبر صلى اللّه عليه و إله و سلم . و صاحب كشاف سوگند مىخورد و نفرين كرده و مىگويد كه : آن لعن ، فاحشه و منكر و بغى بود . و مضاعف و بسيار گرداند خدا از براى ايشان و آن‌كس كه آن را ابداع كرد و سنّت ساخت خشم و عقوبت و فروگذاشتن و خوارى را ؛ به واسطهء قبول دعاى پيغمبر كه در شأن امير المؤمنين كرده كه : « خدايا ! دشمن دار هركه على را دشمن دارد » .
هامش
( 1 ) - الكشاف ، ج 2 ، ص 629 - 630 . ( 2 ) - يعنى : معاويه و اصحابش ، خلاف مفاد آيه رفتار كردند .