از براى تعظيم مىباشد و شايد كه ساير اهل بيت نيز داخل باشند و مىتواند بود كه قبل از نزول آيه ، حضرت به آن اوصاف نبوده باشد ، و غير آن . ديگر آنكه بعد از نزول آيه ، كسى كه به اين اوصاف بوده باشد ، غير او ، پيدا نشده و اين بسيار ظاهر است .
و از جملهء ادلّه ، خبر روز « غدير » است و شهرت آن نزد اهل حديث و اهل سنّت به مرتبهاى است كه انكار آن مثل انكار ساير متواترات است و آنچه در كتب احاديث و تواريخ از عامّه و خاصّه مذكور است و زيادتهايى كه اصحاب ما رضى اللّه عنهم نقل فرمودهاند آن است كه چون حضرت صلى اللّه عليه و إله و سلم از حجّة الوداع - يعنى از حجّى كه بعد از آن ديگر حج نفرمودند - برگشت و به منزلى كه آنها آن را « غدير خم » مىگفتند - نزديك مدينه - رسيد و چون محلّى بود كه از آنجا هر كسى به محل خود متفرّق مىشد ، فرود آمد و در ميان روز حضرت صلى اللّه عليه و إله و سلم از پالانهاى شتر بلندى ساخت به طريق منبر . بر بالاى آن برآمد تا همهء مردم او را ببينند و او ايشان را ، و خطبهاى ادا نمود و بعد از آن فرمود كه :
« معاشر المسلمين ! ألست أولى بكم من أنفسكم ؟ » قالوا : بلى .
قال : « فمن كنت مولاه فعلي مولاه . اللهمّ ! وال من والاه و عاد من عاداه ، و انصر من نصره و اخذل من خذله » « 1 » .
يعنى : « اى گروه مسلمانان ! آيا نيستم من اولى به شما از نفسهاى شما ؟ » گفتند مسلمانان كه : بلى چنين است . پس فرمود حضرت صلوات اللّه عليه و آله كه : « پس هركسى كه من مولاى او بودم ، پس على مولاى اوست . خدايا ! دوست دار آن كسى را كه دوست دارد آن
هامش
( 1 ) - حديث غدير را 110 تن از صحابهء رسول اللّه صلى اللّه عليه و إله و سلم و 85 تن از تابعان و 360 تن از علماى اهل سنّت روايت كردهاند ( سيرى در الغدير ، ص 133 ) . براى اطلاع از تفصيل حديث غدير ر ك كتاب گرانسنگ الغدير نوشتهء علامه امينى رضوان اللّه عليه كه در يازده جلد چاپ شده است .
اين كتاب در 22 جلد به فارسى برگردانده شده است .