تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
و اصوات است قايم به هواست نه به آدم و سخن كننده . پس اگر آنچه كلام به او قايم است متكلّم باشد ، بايد كه هوا متكلّم باشد و آدمى اصلا متكلّم و سخن كننده نباشد . و همچنين لازم مىآيد كه متكلّم در عالم نباشد و لفظ كلام نباشد و به مجرّد تخيّل و قصد معناى لفظى ، كسى را متكلّم گويند و معناى لفظ « قال موسى » مثلا كه خبر دادن حق تعالى است در وقت خاصى به حضرت رسالت صلى اللّه عليه و إله و سلم كه « موسى چنين گفت » قديم باشد و همچنين معناى « صلّوا » و ساير امرها و نهىها ، با آنكه مخاطب و تكليف حادث است . و مفاسد اين قول بسيار است و اين رساله محل ذكر آنها مفصّلا نيست و در محل خود ذكر يافته .

هشتم آنكه خداى تعالى صادق است

يعنى راستگوست و هرچيز كه او خبر داده ، بر حق و راست است . و خلاف در آن نيست ، زيرا كه كذب ، نقص و قصور است و آن بر خداى تعالى روا نيست . ديگر آنكه كذب كسى مىگويد كه جاهل باشد و به آن محتاج ، و خداى تعالى از هر دو مبرّاست . ديگر صدق او در آيات و اخبار مذكور است و كسى در آن خلاف نكرده . و بايد دانست كه وجود همهء اين صفات عين ذات حق تعالى است و زايد بر آن نيست ؛ يعنى نيست آنكه خداى تعالى چيزى باشد و وجود و علمش مثلا چيزى ديگر و آن موجود باشد به آن وجود و عالم باشد به آن علم ، بلكه خداى تعالى چيزى است كه به خود موجود است چنانچه روشنى آفتاب كه به خود روشن است نه روشنى ديگر . و به نفس خود عالم است نه به علم زايد مثل ما ؛
هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 243 | المحقق الأردبيلي