تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 939

مساهمون:

ص٩٣٩
33 / 38 نيست بر پيغامبر هيچ تنگى در آنچه حلال ساخته است خدا براى او مانند آئين خدا در حق آنان كه گذشتند پيش ازين و هست كار خدا اندازه مقرر كرده شده ( 38 ) 33 / 39 پيش از وجود مانند آئين خدا در حق آنان كه مىرسانند پيغامهاى خدا را و مىترسند از وى و نمىترسند از هيچ‌كس مگر از خدا و بس است خدا حساب‌كننده ( 39 ) 33 / 40 نيست محمد ص پدر هيچ‌كس از مردان شما و ليكن پيغامبر خداست و مهر پيغامبران است و هست خدا بهر چيز دانا ( 40 )
شرح
ما كانَنيستعَلَى النَّبِيِّبر پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّممِنْ حَرَجٍهيچ وزرى و وبالىفِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُدر آنچه تقدير كرده است خداى براى او اين صورت مخصوص او نيست بلكهسُنَّةَ اللَّهِسنت نهاد خداى سنتىفِي الَّذِينَ خَلَوْادر ان كسانى كه گذشتندمِنْ قَبْلُپيش از محمد ص مراد انبياء ع ديگراند كه خدا نفى حرج كرد از ايشان در آنچه مباح گردانيد بر ايشانوَ كانَ أَمْرُ اللَّهِو هست كار خداىقَدَراً مَقْدُوراًاندازه مقدار كرده شده كه تخلف از ان محال استالَّذِينَ يُبَلِّغُونَآن كسانى كه مىرسانندرِسالاتِ اللَّهِپيغامهاى خداى را به امتان خودوَ يَخْشَوْنَهُو مىترسند ازووَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداًو نمىترسند از هيچ كسإِلَّا اللَّهَمگر از خداى تعالىوَ كَفى بِاللَّهِو بسنده است خداى تعالىحَسِيباًكافى ترسندگان را يا شماركننده بندگان و چون شمار بدست اوست بايد كه ترس نيز ازو باشد بعد از واقعه زينب رض زبان طعن بىدينان دراز شد كه اين مرد ما را مىگويد كه زنان پسران بر شما حرام است و خود مىخواهد و زيد را با آن كه پسرخوانده او بود در حكم شرع مثل پسر اصلى مىدانستند حق سبحانه آيت فرستاد كهما كانَ مُحَمَّدٌنيست محمد صلى اللّه عليه و سلّمأَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْپدر هيچ يكى از مردمان شما و اگرچه پدر طيب و طاهر و قاسم و ابراهيم رضى اللّه عنهم بوده اما ايشان به حد رجال نرسيدند پس او را فى الحقيقة پسر صلبى نيست كه ميان وى و آن پسر حرمت مصاهرت باشد -وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِو ليكن او فرستاده خداستوَ خاتَمَ النَّبِيِّينَو مهر پيغمبران يعنى به دو مهر كرده شد در نبوّت و پيغمبرى برو ختم كرده‌اند و خاتم بمعنى آخرين نيز هست يعنى اوست آخرين انبياء بنور ظهور چنانچه اوّل ايشان بود بظهور نوروَ كانَ اللَّهُو هست خداى تعالىبِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماًبهر چيزى دانا پس مىداند كه كيست سزاوار آنكه نبوت برو ختم شود در عيون الاجوبه آورده كه صحت هر كتابى به مهر اوست حق سبحانه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم را مهر گفت تا بدانند كه تصحيح دعوى محبت الهى جز بمتابعت حضرت رسالت‌پناهى عليه الصلاة و السلام نتوان كردقُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِيو شرف بزرگوارى كتاب به مهر اوست و شرف جمله انبياء ع نيز بدان حضرت صلى اللّه عليه و سلّم و شاهد هر كتاب مهر اوست پس شاهد در محكمه قيامت او خواهد بود چنانچهوَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداًو چون كتاب را مهر كرده‌اند كتابت در پايانى باشد چون نبوّت به آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلّم سمت اختتام يافت در نبوت به دو بسته گشت ديگر چون از همه انبياء ع به مهر نبوت مخصوص بود به ختميت ايشان نيز اختصاص يافت و فى المثنوى المعنوى نظمهر كه او خاتم شده است او كه به خود * مثل او نى بود و نى خواهند بودچونكه در صنعت برو استاد دست * تو بگوئى ختم صنعت بر وى است .