23 / 44
بازفرستاديم پيغامبران خود را پى در پى هرگاه آمد به امتى پيغامبر او به دروغ نسبت كردند او را پس از پى درآورديم بعض را عقب بعضى ( يعنى در هلاك ) و ساختيم امتها را افسانه پس دورى باد گروهى را كه ايمان نمىآرند ( 44 )
23 / 45
بازفرستاديم موسى و برادر او هارون را با نشانهاى خويش و با دليل ظاهر ( 45 )
23 / 46
بسوى فرعون و جماعه او پس سركشى كردند و بودند گروهى تكبّركننده ( 46 )
23 / 47
پس گفتند آيا ايمان آريم به دو آدمى مانند خويش و و قوم ايشان ما را خدمتكنندگانند ( 47 )
23 / 48
پس دروغى گرفتند ايشان را پس شدند از هلاككردگان ( 48 )
23 / 49
و هر آئينه داديم موسى را كتابى بود كه ايشان راه يابند ( 49 )
شرح
ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَناپس فروفرستاديم فرستادگان خود راتَتْراپىدرپى يكى در عقب ديگرىكُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُهرگاه كه آمد به گروهى پيغمبر آن گروه تكذيب كردند او را و آنچه گفت از توحيد و نبوّت و بعث و حشر دروغ پنداشتند و بتقليد پدران و لزوم عادات ناپسنديده از دولت تصديق محروم ماندندفَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاًپس از پى درآورديم بعضى از ايشان بعضى را در هلاك كردن يعنى هيچ كدام را مهلت نداديم و آخرين را چون اوّلين معاقب ساختيموَ جَعَلْناهُمْو گردانيديم ايشان راأَحادِيثَسخنان يعنى ايشان را عبرت خلائق گردانيديم كه دايم عذاب ايشان را ياد كنند و بدان مثل زنند خلاصه سخن آنكه از ايشان غير حكايتى باقى نماند كه مردم آن را افسانهوار مىگويند و اگر سخنى نيكو از ايشان بماندى به بودى شعرتفنى و تبقى عنك احدوثه * فاجهد بان تحسن احدوثتكدر ترجمه اين بيت گويند نظمپس از تو ابن يمين چون فسانه خواهد ماند * در ان بكوش كه نيكو بماند افسانهسعديا مرد نكونام نميرد هرگز * مرده آن است كه نامش به نكوئى نه برندفَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَپس دورى باد از رحمت حق مر گروهى را كه نمىگروند بانبياى عليهم السلام و تصديق ايشان نمىكنندثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسىپس فرستاديم موسى ع راوَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِناو برادر او هارون عليهما السلام را بمعجزها و پيغامهاى ماوَ سُلْطانٍ مُبِينٍو حجتى روشن و آشكارا يعنى عصا تخصيص كرد او را به جهت آنكه اول معجزات موسى عليه السلام آن بود و چند معجزه ديگر چون فرو بردن جادويها و شكافتن دريا و روان شدن آب از سنگ تعلق بوى داشت پس ما موسى و برادر او هارون را عليهما السلام بمعجزات تسعه فرستاديمإِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِبسوى فرعون و قوم او و ايشان پيغام ما برسانيدندفَاسْتَكْبَرُواپس سركشيدند قوم او قبطيان از ايمان و متابعت پيغمبرانوَ كانُوا قَوْماً عالِينَو بودند گروه سركش و زبردست بر مردمان بقهر و غلبهفَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِناپس گفتند آيا ايمان آوريم يعنى نياوريم و تصديق نكنيم مرد و آدمى را كه مانند مااند در صفتهاى بشريتوَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَو حال آنكه گروه ايشان يعنى بنى اسرائيل ما را پرستندگانند يعنى در فرماناند چون بندگان مر خواجگان را و در بعضى از تفاسير آورده كه بنى اسرائيل فرعون را مىپرستيدند و او بت مىپرستيد يا گوسالهفَكَذَّبُوهُماپس تكذيب كردند فرعون و قوم او موسى و هارون عليهما السلام رافَكانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَپس گشتند بسبب آن تكذيب از هلاكشدگان يعنى غرق شدند در بحر قلزموَ لَقَدْ آتَيْناو به درستى كه داديم مامُوسَى الْكِتابَموسى عليه السلام را توريت بعد از هلاك فرعون و قوم اولَعَلَّهُمْشايد كه بنى اسرائيل به بركت آنيَهْتَدُونَراه يابند به احكام شريعت .