تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
22 / 46 آيا سير نكرده‌اند در زمين تا بود ايشان را دلها كه فهم كنند به آن يا گوشها كه بشنوند به آن هر آئينه حال اينست كه نابينا نمىشوند چشمها و ليكن نابينا مىشوند آن دلها كه در سينه‌اند ( 46 ) 22 / 47 و زود مىطلبند از تو عذاب را و هرگز خلاف نخواهد كرد خدا وعدهء خود را و هر آئينه يك روز نزديك پروردگار تو مانند هزار سال است از آنچه مىشمريد ( 47 ) 22 / 48 و بسا ديه كه مهلت داديم آنها را و آن ستمكار بود باز گرفتار كردم آن را و به‌سوى من است بازگشت ( 48 ) 22 / 49 بگو اى مردمان جزين نيست كه من براى شما ترساننده آشكاراام ( 49 )
شرح
أَ فَلَمْ يَسِيرُواآيا نرفتند و نمىروند قوم تو و سير نمىكنندفِي الْأَرْضِدر زمين يمن و شام تا آيات عذاب در مصارع منكران مشاهده كنند و عبرت گيرندفَتَكُونَ لَهُمْپس باشد ايشان راقُلُوبٌ يَعْقِلُونَدلها كه تعقل كنندبِهابه آن چيزى را كه سبب استبصار يا مؤدى باعتبار باشدأَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَيا باشد ايشان را گوشها كه بشنوندبِهابدان خبرهاى امم ماضيه وقائع ايشان رافَإِنَّهاپس قصّه اين است كهلا تَعْمَى الْأَبْصارُنابينا نمىشود ديده‌هاى حس يعنى در مشاعر ايشان خلل نيست همه چيز مىبينندوَ لكِنْ تَعْمَىو ليكن نابينا مىشود از مشاهده اعتبارالْقُلُوبُ الَّتِيآن دلها كه هستفِي الصُّدُورِدر سينها يعنى چشم دل ايشان پوشيده است از مشاهده احوال گذشتگان لا جرم بدان عبرت نمىگيرند نظمچشم دل بكشا ببين بىانتظار * هر طرف آيات قدرت آشكارچشم سر جز پوست خود چيزى نديد * چشم دل در مغز هر چيزى رسيدوَ يَسْتَعْجِلُونَكَو شتاب مىخواهند از تو كافران مكه چون نضر بن حارث و اضراب او يعنى تعجيل مىنمايندبِالْعَذابِنزول عذاب موعودوَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُو خلاف نخواهد كرد خداى تعالىوَعْدَهُوعده خود را كه در انزال عذاب ايشان فرمودوَ إِنَّ يَوْماًو به درستى كه روزى از روزهاى شماعِنْدَ رَبِّكَنزديك پروردگار توكَأَلْفِ سَنَةٍمانند هزار سال استمِمَّا تَعُدُّونَاز آنچه مىشمريد يعنى نزد خداى تعالى يك روز و هزار سال برابر است زيرا كه حكم زمان برو جارى نيست پس وجود و عدم و قلّت و كثرت نزديك او يكسان است هرگاه كه خواهد عذاب فرستد و بر استعجال زمان عقوبت هيچ اثرى مترتب نگردد فردتا نرسد وعده هر كار كه هست * هر چند كنى جهد به جائى نرسدوَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍو چندين از ده‌ها يعنى اهالى آن كه من به محض رحمت رحمانيتأَمْلَيْتُ لَهامهلت دادم اهل آن را بتاخير عذابوَ هِيَ ظالِمَةٌو حال آنكه اهل آن قريه يعنى مردم درو ستمكار و كافر بودند و مهلت به جهت آن بود كه توبه كنند و به حق بازگردندثُمَّ أَخَذْتُهاپس بگرفتم ايشان را چون توبه نكردند بعذابى سخت در دنياوَ إِلَيَّ الْمَصِيرُو بسوى من است بازگشت در آخرت و آنجا نيز به جزا خواهند رسيدقُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُبگو اى آدميانإِنَّما أَنَا لَكُمْجز اين نيست كه من مر شما رانَذِيرٌبيم‌كننده‌اممُبِينٌهويدا يا آشكاراكننده آنچه بدان بيم مىكنم . سودى نكند يارى هر يار كه هست .