تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
18 / 52 و روز كه گويد خداى تعالى اى مشركان ندا كنيد شريكان مرا كه گمان مىنموديد پس ندا كنند آن جماعه را و آن جماعه قبول نكنند نداى ايشان را و ساختيم در ميان ايشان مهلكه ( 52 ) 18 / 53 و ببينند گناهكاران آتش را و بفهمند كه ايشان افتادگانند در وى و نيابند ازان جاى بازگشت ( 53 ) 18 / 54 و هر آئينه گوناگون بيان كرديم درين قرآن براى مردمان هر نوع داستان و هست آدمى بيشتر از همه چيز در خصومت ( 54 ) 18 / 55 و بازنداشت مردمان را از آنكه ايمان آرند چون بيايد به ايشان هدايت و از آنكه طلب آمرزش كنند از پروردگار خود مگر انتظار آنكه بيايد بديشان روش پيشينيان يا بيايد به ايشان عقوبت گوناگون شده ( 55 ) 18 / 56 و نمىفرستيم پيغامبران را مگر بشارت‌دهنده و ترساننده و خصومت مىكنند كافران بشبهه بيهوده تا بلغزانند بسبب آن سخن حق را و تمسخر گرفتند آيات مرا و چيزىرا كه به آن ترسانيده شدند ( 56 )
شرح
وَ يَوْمَ يَقُولُو ياد كن آن روز را نيز كه گويد خداى يا فرشته بامر او مشركان را كه براى شفاعت خود يا به جهت دفع عذاب از خودنادُوا شُرَكائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْبخوانيد به آواز بلند شريكان مرا آنان را كه گمان برديد كه ايشان انبازان منند اضافت شركاء بزعم ايشان است و به جهت توبيخ و تقريع نيز مىشايدفَدَعَوْهُمْپس بخوانند كافران بتان را و استغاثه كنندفَلَمْ يَسْتَجِيبُواپس اجابت نه‌كنندلَهُمْمر ايشان را و به فرياد نرسندوَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْو گردانيديم ميان كفار و الهه ايشانمَوْبِقاًجاى هلاكى يعنى وادى از واديهاى جهنم پيدا كنيم ميان ايشان كه مهلكه عظيم باشد و همه ايشان را در ان معذب سازيم و از عبد اللّه بن عمر رض منقول است كه موبق دادى باشد عميق در جهنّم كه بدان جدا كنند ميان اهل لا إله الا اللّه و ما سواى ايشانوَ رَأَى الْمُجْرِمُونَو ببينند مشركانالنَّارَآتش دوزخ را معاينه از چهل‌ساله راهفَظَنُّوا أَنَّهُمْپس يقين دانند كه ايشانمُواقِعُوهادر افتادنىاند در انوَ لَمْ يَجِدُواو نيابندعَنْهااز ان آتشمَصْرِفاًمكانى كه بازگردند بدان يا گريزگاه نيابند جهت آنكه از همه جوانب آتش احاطه كرده باشد بديشانوَ لَقَدْ صَرَّفْناو به درستى كه ما بيان كرديم و مفصل گردانيديمفِي هذَا الْقُرْآنِدرين قرآنلِلنَّاسِبراى مردمانمِنْ كُلِّ مَثَلٍاز هر مثلى كه بدان محتاج‌اند از قصص امم گذشته كه سبب عبرت گردد و دلايل قدرت كامله كه موجب ازدياد بصيرت شود حكيم سنانى فرمايد نظمحق تعالى به محض فضل عظيم * در كتاب كريم و حكيم قديمآنچه مر جمله را به كار آيد * گفته است آن‌چنان‌كه مىبايدوَ كانَ الْإِنْسانُو هست آدمىأَكْثَرَ شَيْءٍاز هر چيزى كه خدا آفريده استجَدَلًاجدل‌كننده از روى خصومت باطله يعنى آدمى از همه مخلوقات جدال‌كننده‌تر است و خصومت او در كار حق بيشتر ابن عباس رض فرموده كه مراد نضر بن حارث است كه در قرآن جدال مىنمود يا ابىّ بن خلف كه در امر بعث و حشر خصومت مىكردوَ ما مَنَعَ النَّاسَو منع نكرد اهل مكه را و بازنداشتأَنْ يُؤْمِنُوااز آنكه بگروند و تصديق كنندإِذْ جاءَهُمُ الْهُدىچون آمد بديشان سبب راه نمودنى كه محمد است يا قرآنوَ يَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْو منع نمود ايشان را از آنكه استغفار كنند از گناهان و آمرزش طلبند از آفريدگار خود بعد از ايمان بوىإِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمْمگر آنكه بيايد بديشانسُنَّةُ الْأَوَّلِينَسنت خداى در هلاك كردن پيشينيانأَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُيا بيايد بديشان عذابقُبُلًاروى به روى يعنى مستاصل گردند يعنى در روز بدروَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَو نه فرستاديم ما فرستادگان راإِلَّا مُبَشِّرِينَمگر مژده‌دهندگان مر اهل ايمان را بنوال ابدىوَ مُنْذِرِينَو بيم‌كنندگان مر مشركان را بنكال سرمدىوَ يُجادِلُ الَّذِينَ كَفَرُواو مجادله مىكنند آنان كه كافر شدندبِالْباطِلِبه بيهوده كه اقتراح آيات است بعد از ظهور معجزات و چرا چنين مىكنند آن جماعتلِيُدْحِضُواتا زائل گردانند از مقر خود و باطل سازندبِهِ الْحَقَّبه آن جدال حق را كه قرآن است يا دين قويم محمدى صلى اللّه عليه و سلّموَ اتَّخَذُوا آياتِيو فراگرفتند آيتهاى كتاب يا دلايل قدرت مراوَ ما أُنْذِرُواو آن چيزى را نيز كه بيم كرده شده‌اند بدان از قيامت و عذاب يعنى قرآن و مواعيد اخروى را گرفتندهُزُواًافسوس كرده شده به آن .