تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
18 / 57 و كيست ستمكارتر از كسى كه پند داده شد بآيات پروردگار خويش پس روگردان گشت از آن و فراموش كرد آنچه پيش فرستاده است دو دست وى هر آئينه ما ساخته‌ايم بر دل ايشان پردها تا نفهمند قرآن را و ساختيم در گوش ايشان گرانى و اگر بخوانى ايشان را بسوى هدايت راه نيابند آنگاه هرگز ( 57 ) 18 / 58 و پروردگار تو آمرزندهء خداوند رحمت است اگر مؤاخذه كردى ايشان را به آنچه كرده‌اند شتاب فرستادى بديشان عقوبت را بلكه ايشان را ميعادى هست كه نيابند اين طرف ازان پناهى ( 58 ) 18 / 59 و اين ديه‌ها را هلاك كرديم چون ستم كردند و معين كرديم براى هلاك ايشان ميعادى ( 59 )
شرح
وَ مَنْ أَظْلَمُو كيست ستمكارترمِمَّنْ ذُكِّرَاز كسى كه پند داده شودبِآياتِ رَبِّهِبه آيتهاى پروردگار او كه قرآن استفَأَعْرَضَ عَنْهاپس روى بتابد از ان و قبول نكندوَ نَسِيَو فراموش كندما قَدَّمَتْ يَداهُعاقبت آن عملها كه از پيش فرستاده است هر دو دست او يعنى فراموش كرده‌اند كفر و معاصى خود را و تفكر نمىكنند در عواقب آنإِنَّا جَعَلْنابه درستى كه ما نهاده‌ايمعَلى قُلُوبِهِمْبر دلهاى ايشانأَكِنَّةًپوششهاأَنْ يَفْقَهُوهُتا درنيابند آن راوَ فِي آذانِهِمْو در گوشهاى ايشان افگنديموَقْراًگرانى تا نشنوند آن را چنانچه حق استماع استوَ إِنْ تَدْعُهُمْو اگر خوانى تو ايشان راإِلَى الْهُدىبه‌آنچه سبب هدايت است يعنى ايمان و قرآنفَلَنْ يَهْتَدُواپس راه نيابندإِذاًآنگاه كه دعوت كنى يعنى به دعوت تو به راه نيابندأَبَداًهرگز مراد جمعىاند از كفار مكه كه علم حق بعدم ايمان ايشان متعلق بودوَ رَبُّكَ الْغَفُورُو پروردگار تو آمرزنده است و عيب‌پوشذُو الرَّحْمَةِخداوند بخشايشلَوْ يُؤاخِذُهُمْاگر بگيرد خداى ايشان را يعنى كافران رابِما كَسَبُوابه‌آنچه مىكنند از گناهان كه شرك است و تكذيب پيغمبر و قرآنلَعَجَّلَهر آئينه بشتاباندلَهُمُ الْعَذابَبراى ايشان عذاب را در دنيابَلْ لَهُمْبلكه عذاب مشركان را هستمَوْعِدٌوعده يا زمان وعده كه روز بدر است يا قيامت كه چون آن وعده درآيدلَنْ يَجِدُوانيابندمِنْ دُونِهِبجز خداىمَوْئِلًاپناهى و گريزگاهىوَ تِلْكَ الْقُرىو آن ديهها كه قصّه ايشان بر تو خوانده‌ايم يعنى حجر و احقاف و مؤتفكاتأَهْلَكْناهُمْهلاك كرديم اهالى آن رالَمَّا ظَلَمُواآن هنگام كه ستم كردند بر خود بكفر و تكذيب پيغامبر ص و مجادله و معاصىوَ جَعَلْناو مقرر گردانيديملِمَهْلِكِهِمْبراى هلاك ايشانمَوْعِداًوقتى معلوم كه چون برسد از ان پيش و پس نيفتد پس چرا قريش عبرت نمىگيرند و از شرك و نافرمانى دست بازنمىدارند السعيد من وعظ بغيره رشيد الدين وطواط شكر اللّه سعيه در ترجمه اين كلام سعادت اعلام فرموده قطعهنيك‌بخت آن كسى بود كه دلش * آنچه نيكوتر است بپذيردديگران را چو پند داده شود * او از ان پند بهره برگيردآورده‌اند كه موسى بعد از هلاك فرعونيان بنى اسرائيل را جمع كرده خطبه بخواند كه فغان از مستمعين برآمد و همه در اداى آن كلمات و تامل در معانى و حقايق و دقايقش متحير شدند يكى از عظماى قوم گفت يا كليم اللّه هيچ‌كس باشد در روى زمين از تو داناتر موسى ع فرمود نمىدانم در همه عام از خود داناترى و گويند در ضمير مباركش اين صورت گذشت بىآنكه بدان تلفظ فرمايد حق سبحانه به دو وحى فرستاد كه ما را در مجمع البحرين بنده‌ايست كه اختصاص داده‌ايم او را بعلم خاص برو با يكى از خواص خود تا منزل وى و با خود ماهى بريان همراه بر كه او ترا بدان راه خواهد نمود حضرت موسى ع تهيّه فرمود و روى به راه آورد