تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
16 / 66 و هر آئينه شما را در چهار پايان پندى است مىنوشانيم شما را از جمله آنچه در شكم وى است از ميان سرگين و خون شيرى خالص گوارا آشامندگان را ( 66 ) 16 / 67 و از ميوه‌هاى درختان خرما و درختان انگور قسمى هست كه مىسازيد ازان شراب مست‌كننده و مىسازيد ازان روزى حلال هر آئينه درين نشانه است گروهى را كه در مىيابند ( 67 ) 16 / 68 و الهام فرستاد پروردگار تو بسوى زنبور شهد كه بساز خانه از كوهها و از درختان و از آنچه مردمان بنا مىكنند ( 68 )
شرح
وَ إِنَّ لَكُمْو به درستى كه مر شما راستفِي الْأَنْعامِدر وجود چهارپايانلَعِبْرَةًدلالتى كه بدان عبور كنيد از جهل بعلمنُسْقِيكُمْآشامانيم شما رامِمَّا فِي بُطُونِهِبعضى از آنچه در شكم‌هاى ذوات الالبان است از جنس نعممِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍاز ميان سرگين و خونلَبَناًشيرىخالِصاًپاك از لون دم و رائحه فرثسائِغاًگوارنده و خوش‌آيندهلِلشَّارِبِينَمر آشامندگان را ابن عباس رض فرموده كه چون بهيمه علفى بخورد در شكم او پخته گردد سه طبقه درو پيدا مىشود اسفل آن فرث است و اوسط آن لبن و اعلاى آن دم پس خون در عروق جارى مىگردد و شير به پستان مىرود و فرث از ممر خود بيرون مىآيد صاحب انوار فرموده كه مراد ابن عباس رض آن است كه اوسط او ماده لبن است و اعلاى آن مادهء دم زيرا كه لبن و دم در كرش متمكن نمىشوند بلكه خلاصه اشياى ماكوله را كه بعضى از هضم يافته از جگر جذب مىكنند و ثفل آن را كه فرث است مىگذارد و آن كيلوس را در شكنبه هضمى تمام مىدهد تا اخلاط اربعه حادث مىگردد و بخش مىكند آنها را بر اعضا بحكمتى كه قادر حكيم درو وديعت نهاده پس اگر حيوانى حامله باشد اخلاط او بر قدر غذاى او مىافزايد از جهت استيلاى رطوبت و برودت بر امزجهء اناث و آن خلط زايد براى جنين برحم مىرود و چون متولد شد آن زايد يا بعضى ازو به پستان مىريزد و به جهت آنكه گوشت پستان غدودى سفيد است آن خلط به مجاورت آن سفيد مىگردد و آن را شير مىگويند و در تكون شير از ماكولات بعضى حيوانات كه در خار و خاشاك يا علف سبز است و خروج آن بدان صفا و لطافت از ميان گوشت و خون آيتى لايح و علامتى واضح است بر حكمت الهى و قدرت پادشاهى شعراز خون سرخ شير سفيد آورد برون * وز خارهاى خشك گل تر كند پديدو در قوت القلوب فرمود كه تمامى نعمت بخلوص لبن است يعنى اگر در وى يكى از وصفين كه فرث و دم باشد نعمت تمام نبود و طبع او را قبول نكند همچنين معامله بندگان با حق بايد كه خالص بود اگر بشوب فرث ريا و دم هوا آميخته باشد از خلوص دور و از نظر قبول مهجور خواهد بود زيرا كه ريا در عمل شرك خفى است و صفاى عمل بسبب شوب هوا منتفى و در ريا نظر بر مردم است و در هوا بر غرض خود و بر هر وجه عمل خالى از آلودگى نيست نظمطاعت آلوده نيايد به كار * مشك جگر سوده نيايد به كارهر چه نه ز آلودگى افتاد پاك * پيش نظرها نبود تابناكوَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِو مر شما راست از ميوه‌هاى خرمانيان و تاكهاى انگورتَتَّخِذُونَ مِنْهُآنچه مىگيريد ازوسَكَراًمست‌كننده اين آيت قبل از تحريم خمر نازل شده يا مراد نبيذ است كه از خرما و مويز مىگيرند و از مفسران ابو عبيد رح فرموده كه سكر سركه را گويند بلغت حبشه يعنى سركه مىگيريدوَ رِزْقاً حَسَناًو روزى نيكو چون خرما و مويز و دوشابإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه درين ميوه‌هاى تر و خشك و فوائد ايشانلَآيَةًهرآئينه دليلى روشن است بر توانائى بارى تعالىلِقَوْمٍ يَعْقِلُونَمر گروهى را كه تعقل كنند و به نظر تأمل در ان نگرندوَ أَوْحى رَبُّكَو الهام فرستاد پروردگار توإِلَى النَّحْلِبسوى زنبوران عسل يعنى در دل ايشان افگندأَنِ اتَّخِذِيآنكه فراگيريدمِنَ الْجِبالِاز شكاف كوههابُيُوتاًخانهاى مسدس متساوى آراسته بحسن صنعت و صحت قسمتوَ مِنَ الشَّجَرِو از ميان درختان نيز خانه گيرند يعنى در كوه و شجر جاى كنيد وقتى كه مالكى و صاحبى نداشته باشدوَ مِمَّا يَعْرِشُونَو خانه گيريد از آنچه مردمان بنا مىكنند يعنى مالكان شما چون بنا كنند و غير آن -
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 588 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )