تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
3 / 194 اى پروردگار ما و بده ما را آنچه وعده كردهء بر زبان رسولان خود و رسوا مكن ما را روز قيامت هر آئينه تو خلاف وعده نه مىكنى ( 194 ) 3 / 195 پس قبول كرد دعائى ايشان را پروردگار ايشان به آنكه من ضائع نمىسازم عمل هيچ عمل‌كنندهء از شما از مرد يا زن بعضى از شما از جنس بعضست پس آنان كه هجرت كردند و بيرون كرده شدند از خانه‌هاى خويش و رنجانيده شدند در راه من و جنگ كردند و كشته شدند البته دور كنم از ايشان گناهان ايشان را و البته در آرم ايشان را در باغها كه مىرود زير آن جويها پاداش از نزديك خدا و خدا نزديك اوست پاداش نيك ( 195 )
شرح
رَبَّنااى تدبيركننده و به صلاح‌آرنده كار ماوَ آتِنا ما وَعَدْتَناو بده آنچه ما را وعده كردهعَلى رُسُلِكَبر تصديق فرستادگان خود كه نعيم جاودانىست يا آنچه بر زبان رسل وعده فرموده از نصرت مؤمنان يا آن آمرزشى مىطلبيم كه انبياء را گفته كه از ما آمرزش خواهيد چنانچه نوح عليه السلام گفتوَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِو چنانچه ابراهيم عليه السلام فرمودرَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَو چنانچه پيغمبر ما را امر كردى كهوَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِوَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِو رسوا مكن ما را در روز رستخيزإِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَبه درستى كه تو خلاف نه كنى وعده خود را در تيسير نقل مىكند كه دعوات خمس كه درين آيتهاست از حضرت رسالت‌پناه عليه السلام و چهار خليفه بزرگوارش بر ترتيب واقع شده حضرت رسالت‌پناه ص از مرتبه شهود خود دعا كرد كه ربنا ما خلقت هذا باطلا و صديق اكبر رض در مقام خوف فرمود كه ربنا انك من تدخل النار فقد اخزيته و فاروق رض از تحقيق صدق خود خبر داد كهرَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِيو ذو النورين رض در مرتبه رجا طلب غفران كرد كه ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و مرتضى كرم اللّه وجهه از سر همت رو بطلب موعودات آورد كه ربنا و آتنا ما وعدتنا لا جرم سهام اين دعوات بر هدف اجابت رسيد پروانه رحمت از ديوان عنايت برين وجه صادر شده كهفَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْپس اجابت كرد مر دعاهاى ايشان را پروردگار ايشان به‌آنكه گفتأَنِّي لا أُضِيعُمن ضايع نه گردانمعَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْعمل هيچ عمل‌كننده از شما ام سلمه رض نقل مىكند كه من از سيد عالم ص سؤال كردم كه هر عاملى را اجريست اين چگونه باشد كه مردان مهاجر را مناقب بسيار ياد كرده و مهاجرات را از ان نصيبى ارزانى نه فرموده اين آيت آمد كه من عمل هيچ عامل را از شما ضايع نه مىكنممِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثىاز مرد و زنبَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍبرخى از شما برخى ديگريد يعنى شما همه از يكديگريد زنان از مردان و مردان از زنان ملخص سخن آنكه شما را در ثواب يك حكمست هر كه عمل كند مزد برد ذكورت و انوثت را در ان مدخل نيستفَالَّذِينَ هاجَرُواپس آنان كه هجرت كردند از شرك يا از اوطان خودوَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْو بيرون كرده شدند از سراها و منازل خود يعنى حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم و آنان كه مشركان ايشان را از مكه بيرون كردندوَ أُوذُوا فِي سَبِيلِيو رنجانيده شدند در راه طاعت من مراد سابقان اسلام‌اند چون بلال كه او را به ضرب و ستم و صهيب رومى كه او را به نهيب اموال مىرنجانيدندوَ قُتِلُواو كارزار كردند با كفاروَ قُتِلُواو كشته شدند در جهاد اين عامه مهاجران‌اندلَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْهرآئينه درگذارم از ايشانسَيِّئاتِهِمْبديهاى ايشان راوَ لَأُدْخِلَنَّهُمْو در آرم ايشان راجَنَّاتٍ تَجْرِيبه بوستانها كه مىرودمِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُاز زير درختان يا تحت منازل آن جويها و پاداش دهيم ايشان راثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِپاداش دادنى از نزديك خدا وضع مظهر در موضع مضمر دليل بر تعظيم ثواب‌دهنده است و اضافت ثواب به عنديت و تقييد باسم اللّه دال است بر ذات يا مجموع صفات نشانه تعميم ثوابستوَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِو خداست كه نيكوئى پاداش و پاداش نيكو نزديك اوست و در تفاسير آمده است كه مشركان مكه در عشرت بودند و فقراى مؤمنان به عسرت مىگذرانيدند و در خاطر . ايشان مىگذشت كه چرا بايد كه بت‌پرستان در ناز و نعمت باشند و خداشناسان در رنج و محنت حق سبحانه جهت تسليه ايشان با پيغمبر خود خطاب فرمود و مراد درويشان امت‌اند .