تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1378

مساهمون:

ص١٣٧٨

[ سوره قريش ]

بنام خداى بخشنده مهربان 106 / 1 براى شكر الفت دادن قريش ( 1 ) 106 / 2 يعنى الفت دادن ايشان به سفر زمستان و تابستان ( 2 ) 106 / 3 بايد كه عبادت كنند پروردگار اين خانه را ( 3 ) 106 / 4 آنكه طعام داد ايشان را از بهر آنكه گرسنه بودند و امن داد ايشان را از بهر آنكه ترسان بودند ( 4 )

[ سوره ماعون ]

بنام خداى بخشنده مهربان 107 / 1 آيا ديدى آن شخص را كه دروغ شمردند جزاء اعمال را ( 1 ) 107 / 2 پس آن شخص مرديست كه به اهانت ميراند يتيم را ( 2 ) 107 / 3 و رغبت نمىدهد بر طعام دادن فقير ( 3 ) 107 / 4 پس واى آن نمازگزاران را ( 4 )
شرح

سورة قريش

مكّيّة و هى اربع آياتبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِامام زاهد رح آورده كه قريش را براى تجارت دو سفر بود زمستان بيمن رفتندى و تابستان بشام و مردم ايشان را اهل حرم گفتندى و حرمت داشتندى و قريش باصح روايات لقب نضر بن كنانه است و هر كس از عرب كه نسب او بنضر منتهى مىشود قريشى است و بعضى از علماء انساب برانند كه قريش لقب فهر بن مالك است كه نبيره نضر باشد حق سبحانه براى اثبات نعمت بر ايشان اين سوره فرستاد و گفت شگفت نمائيد و متعجب شويدلِإِيلافِ قُرَيْشٍ إِيلافِهِمْبراى پيوستن قريش به يكديگر پيوستن ايشانرِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِدر سفر زمستان و تابستان و براى عبادت ايشان مر اصنام را يعنى محل تعجب است كه من ايشان را اين نعمت و حرمت داده‌ام و ايشان از پرستش من به پرستش بتان مشغول شده‌اندفَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِپس بايد كه بپرستند خداوند اين خانه معظمه را كه تعظيم ايشان بسبب آنستالَّذِي أَطْعَمَهُمْآن خداوند كه طعام داد ايشان را بدين دو رحلت و سير كردمِنْ جُوعٍاز گرسنگىوَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍو ايمن گردانيد ايشان را به جهت اين حرم محترم از ترس آنها كه در حوالى مكه‌اند و يكديگر را مىكشند و غارت مىكنند

سورة الماعون

مكّيّة و قيل مدنيّة و هى سبع آياتبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، مفسران برانند كه نيمه اوّل اين سوره در شان كافران است و نصف اخير درباره منافقان آورده‌اند كه ابو جهل لعين تكذيب قيامت كردى و هرگاه كه وصى يتيمى بودى او را بوقت طلب طعمه و كسوت از مال خود منع كردى و براندى و پيوسته مردمان را از انفاق بازداشتى حق سبحانه فرمود كهأَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِآيا ديدى تو و دانستى آن كسى را كه تكذيب مىكند بروز جزا و باور نمىدارد يعنى ابو جهلفَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَپس او آن كسست كه بعنف و ستم دفع مىكند يتيم را و مىراند گفته‌اند ابو سفيان يا وليد شترى كشته بود و پخش مىكرد يتيمى ازو نصيبى طلبيد او را بعصا بزد حق سبحانه ندمت او مىكند كه مىزند يتيم راوَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِو تحريص نمىكند و ترغيب نمىنمايد اهل خود را بر طعام دادن درويش و محتاج يعنى نه خود مىدهد و نه كسى را مىفرمايد كه بدهد بلكه از احسان منع مىكند بيتچون ز كرم سفله بود بر كران * منع كند از كرم ديگرانسفله نخواهد دگرى را بكام * خس نه‌گذارد و مگسى را بجامپس در شان منافقان مىگويدفَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَپس سختى عذاب براى نمازگزارندگان ريائى يعنى ابن ابى و اصحاب او .