47 / 30
و اگر مىخواستيم مىنموديم ايشان را به تو پس مىشناختى ايشان را به قيافهء ايشان و البته بشناختى ايشان را در اسلوب سخن و خدا مىداند عمل شما را ( 30 )
47 / 31
و البته امتحان كنيم شما را تا بشناسيم مجاهدان را از شما و صابران را و بيازمائيم احوال شما را ( 31 )
47 / 32
هر آئينه آنان كه كافر شدند و بازداشتند از راه خدا و مخالفت كردند با پيغامبر بعد از آنكه واضح شد ايشان را راه هدايت هيچ زيان نرسانند خدا را و حبط خواهد كرد خدا عملهاى ايشان را ( 32 )
47 / 33
اى مسلمانان فرمان بريد خدا را و فرمان بريد پيغامبر را و باطل مكنيد عملهاى خود را ( 33 )
47 / 34
هر آئينه آنان كه كافر شدند و بازداشتند از راه خدا باز بمردند و ايشان كافر بودند پس هرگز نخواهد آمرزيد خدا ايشان را ( 34 )
شرح
وَ لَوْ نَشاءُو اگر ما مىخواهيملَأَرَيْناكَهُمْهر آئينه بنمائيم به تو ايشان را يعنى علامتها و نشانها پيدا كنيم بر ايشانفَلَعَرَفْتَهُمْپس هر آئينه تو بشناسىبِسِيماهُمْبه علامتى كه دال باشد بر نفاق ايشانوَ لَتَعْرِفَنَّهُمْو هر آئينه تو بشناسى ايشان رافِي لَحْنِ الْقَوْلِدر گردانيدن سخن از صوب صواب به جهت تعريض و توبيخوَ اللَّهُ يَعْلَمُو خداى مىداندأَعْمالَكُمْكردارهاى شما و مناسب آن جزا خواهد داد انس بن مالك رضى اللّه عنه ، مىفرمايد كه بعد از نزول اين آيت هيچ منافقى نبود كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم او را نشناخت بسيما و سخن و در تفسير مطالع و عين المعانى از انس رضى اللّه عنه ، نقل كردهاند كه در بعضى از غزوات نه كس از منافقان شبى در خواب شدند و بامداد كه برخاستند بر جبهه هر يك نوشته بود كه هذا منافقوَ لَنَبْلُوَنَّكُمْو هر آئينه مىآزمايد شما را بامر جهاد و تكاليف شاقه يعنى معامله آزمايندگان مىكندحَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَتا بداند مجاهدان را يعنى ظاهر گردد بر خلق كه جهادكنندگان كيانندمِنْكُمْاز شماوَ الصَّابِرِينَو صبركنندگان بر مشقت حربوَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُمْتا بيازماييم خبرهاى شما را كه مىگوئيد در ايمان و اخلاص يعنى تا صدق و كذب همه آشكارا گردد و حفص در افعال ثلثه بنون مىخواند يعنى ما آزمائيم تا بدانيم خبرهاى شما راإِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوابه درستى آنان كه نگرويدهاند يعنى يهود و بنى قريظه و نضيروَ صَدُّواو بازداشتند قوم خود راعَنْ سَبِيلِ اللَّهِاز راه خدا كه دين اسلام استوَ شَاقُّوا الرَّسُولَو مخالفت كردند با رسول صمِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَاز پس آنكه روشن گشته بود و ظاهر گشتهلَهُمُ الْهُدىمر ايشان را راه حق و در توريت خوانده و دانسته بودندلَنْ يَضُرُّوا اللَّهَزيان نتوانند رسانيد خداى راشَيْئاًچيزى يعنى از كفر و ضدّ ايشان اثر ضررى بدين خداى و پيغمبر ص او نرسد بلكه شرر آن شر بديشان عايد گرددوَ سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْو زود باشد كه خدا حبط سازد ثواب اعمال ايشان را يعنى عبادتها كه مىكننديا أَيُّهَا الَّذِينَاى كسانى كهآمَنُواايمان آورديدأَطِيعُوا اللَّهَفرمان بريد خداى را در آنچه حكم كردهوَ أَطِيعُوا الرَّسُولَو فرمانبردار باشيد رسول را در آنچه حكم فرمايدوَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْو باطل و بيهوده و ضائع مسازيد عملهاى خود را بريا و سمعه يا به عجب و تكبر كه كردار معجب مردود و مذموم بود نظمدر هر عملى كه عجب راه يافت * رويش زره قبول برتافتاى گشته به كار خويش مغرور * وز درگه قرب مانده مهجورمعجب مشو از طريق تلبيس * كز عجب بچه فتاده ابليستا چند تو عجب خودنمائى * از ديده بنه منى و مائىإِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوابه درستى آنان كه نگرويدند يعنى قوم قريش و اتباع وى و منع كردند مردم راعَنْ سَبِيلِ اللَّهِاز سلوك راه حقثُمَّ ماتُواپس بمردند يعنى كشته گشتند در روز بدروَ هُمْ كُفَّارٌو حال آنكه ناگرويدگان بودندفَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْپس هرگز نيامرزد خداى مر ايشان را نزول آيت در شان اهل قليب است اما حكم آن عموم دارد و شامل است هرك را كه كافر ميرد .