تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
ايشان نياز به استراحت يا قضاء حاجت داشته باشد . سيّد در جواب فرمود : يك ساعت ديگر تحمل مىكنم . و الحمدلله قبل از اتمام يك ساعت ، گشايشى حاصل شد . . . . تعدادى جوان كه فكر مىكنم چهار نفر بودند و آن‌ها را نمىشناختيم ، به طرفمان آمدند و شروع كردند به باز كردن راه و منظم كردن حركت در مسيرى كه پيش‌رو داشتيم . چيزى نگذشت كه ما را به انتهاى مسير رساندند و به فضل خداى متعال از آن شلوغى و ترافيك سنگين خارج شديم . سيّد شهيد در اين‌باره به چند نكته لطيف اشاره كرده و فرمود : « إنّ هؤلاء ملائكه » ؛ ايشان ملائكه بودند و مقصودشان همان جوانانى بود كه ما را از آن‌جا نجات دادند و چنان بود كه بدون اين كه هيچ حالت انكارى در ما پديد آيد پذيرفتيم و با اطمينان كامل قبول كرديم . و همچنين فرمود : « يك مطلبى هست كه كمتر آن را گفته‌ام يا كمتر به آن مىپردازم و آن اين‌كه : علاج بلا ، تسليم است ؛ پس هرگاه بلا نازل شد ، با تسليم آن را درمان كنيد ؛ چرا كه وقتى بلا بر شخصى نازل مىشود و او اعتراض مىكند ، حتى اگر فقط در دلش اعتراض كند ، خدا توى سرش مىزند و آن قدر مىزند تا ساكت شود . در پايان سيد شهيد اصرار داشت كه اول مرا برسانند ، سپس ايشان به منزل تشريف ببرند ، ولى با اصرار زياد مانع شده و نپذيرفتم و ابتداء ايشان را رسانديم و نيمه شب شده بود كه سيد مؤمل مرا به منزل رساند .
سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 120 | هادى الوندى