بدينگونه ملاقات به پايان رسيد ، ولى ما گذشت زمان را احساس نكرديم و همچنين احساس نكرديم كه مانع و حاجبى بين ما و ايشان باشد . ما مجذوب پرتوافشانى چهرهء نورانى و سخنان ايشان كه از صميم قلب بود - شده بوديم . پس از ديدهبوسى صميمانهاى كه ردّوبدل شد و هدايايى كه سيّد عنايت فرمودند ؛ به دنبال ايشان به نماز رفتيم .
گفتوگو با يكى از نزديكان شهيد صدر
« 1 »
طى گفتوگويى كه در ماهنامه الجمعه آمده است ، يكى از نزديكان و اطرافيان مورد اعتماد سيّد شهيد ، در مورد ايشان نكاتى را بيان كرده است كه بيان بخشى از آن خالى از لطف نبوده و به شناخت بيشتر سيّد شهيد كمك خواهد كرد ، لكن همچنانكه پيشتر توضيح داديم ، به دلايل امنيتى خاص عراق ، نام افراد مصاحبهشونده ذكر نمىگرديد . مگر اينكه شهيد شده و يا دار فانى را وداع گفته باشند . البته اين افراد كاملًا شناخته شده و مورد تأييد بودهاند ؛ همچنانكه اين نوشتار و تمامى گفتوگوها و مقالات آن ، كاملًا به تأييد دفتر شهيد صدر رسيده است . او طى مصاحبه مىگويد :
سيّد شهيد فراتر از عراق ، بلكه فراتر از عالم اسلام مىانديشيد . فاصله بين او و شاگردان و اطرافيانش بسيار زياد است .
سيّد به تنهايى يك ملّت بود ؛ او به وقت خود اهميت زيادى مىداد و دركارهايش بىنهايت منظم بود ؛ او روابط ويژه و مستقيمى با طبقات مختلف مردم ازجمله ادارىها و نظاميان و غيره داشت .
هامش
( 1 ) . ر . ك : ماهنامه الجمعه شماره 26 ، لقاء مع أحد المقربين من السيد الشهيد ، شوال - ذىالقعده 1422 ه - . ق ، ص 9 .