خواستيم كه با ايشان عكسى بگيريم ، باز هم نپذيرفت . سپس از او درخواست كرديم كه اين ملاقات را ثبت كنيم كه موافقت كرد و خودش برخاست و كاغذى براى نوشتن آورد .
سپس حاج ابوميثم صحبت كرد و سلام و درود مجاهدان سپاه بدر را به سيّد رساند و گزارشى از وضعيت جهادى به ايشان ارائه داد . سيّد در خلال صحبت با ما گفتند : من خود و اصحابم را به يك گروه نظامى تشبيه مىكنم كه براى هدف و غايت معينى پيش مىرود و با وجود بمباران شديد و با اينكه بعضى از افرادم كشته و مجروح بر زمين افتادهاند ؛ باقيمانده افرادم به سرعت حركت مىكنند و به پيشروى ادامه مىدهند تا اينكه هدف بزرگشان محقّق شود .
به ايشان گفتيم : سيّدنا ! شما معتقديد كه ولى امر مسلمين هستيد و در حالى كه آيتالله خامنهاى ولى امر مسلمين است . اين چگونه ممكن است ؟
گفتند : « ولايت براى اعلم است و من معتقدم كه اعلم هستم و هنگامى كه برايم ثابت بشود كه آيتالله خامنهاى و يا هر شخص ديگرى از من اعلمتر است ، آمادهام كه نه تنها از ولايت ، بلكه از مرجعيت كنار بكشم ! »
به ايشان گفتيم : سيّدنا ! آيا تعارضى بين شما و آيتالله خامنهاى پيش نمىآيد ؟
گفت :
ما با هم اختلاف پيدا نمىكنيم ، ما فرزندان يك جامعه هستيم و مصلحت را مىدانيم و من هرگز در مقابل آيتالله خامنهاى نمىايستم .
گفتيم : سيّدنا ! شما از جمهورى اسلامى چه مىخواهيد ؟
سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: هادى الوندى
ص١١٠