تركيب ، و گاه با اشاره و مانند آن صورت مىگيرد .
علامهء طباطبائى مىگويد : و آنچه از موارد استعمال آن مفهوم مىشود اين است كه به معنى القا و تلقين يك معنى و منظور به صورتى است كه شخص ديگرى جز آن كس كه منظور فهماندن آن معنى به او است نتواند آن را بفهمد .
1 - پس الهام با القا كردن يك معنى در فهم جانور از راه غريزه از وحى است :
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ
.
2 - همچنين ورود معنى در نفس است از طريق رؤيا :
وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى
( سورهء القصص / 7 ) .
3 - يا ورود معنى در نفس از طريق وسوسه :
إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ
( سورهء الانعام / 121 ) .
4 - و از گونهء وحى است سخن گفتن خدا با پيامبران و رسولان خود :
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً
( سورهء الشورى / 51 ) .
/ 90 و رسيدن وحى از جانب خدا به زنبور عسل با محيط كلى آيات سوره متناسب است كه ما را به آيات و نشانههاى خدا در زندگى راهنمايى مىكند ، تا نقش الهام در علم آشكار شود كه از فرستادگان كتاب آغاز مىشود ، تا به علمى برسد كه خدا آن را از كسى كه در سالهاى عمر بسيار پيش رفته باشد سلب مىكند .
از آن جا كه اين آيه به نقش الهام مستقيم از جانب خدا در زندگى زنبور عسل اشاره مىكند ، بر ما معلوم مىشود كه انسان چگونه مشمول اين عنايت الاهى مىشود . و آن كس كه انديشهء خويش را برتر از وحى فرو فرستادهء از آسمان بداند ، بر آشكارترين و سادهترين حقايقى كه آدمى در ميان آنها زندگى مىكند ، تكبر و گردنفرازى كرده است ، و آن نورى است كه راههاى زندگى را روشن نگاه مىدارد ، و امكان آن هست كه ناميده شدن اين سورهء مباركه به نام سورة النحل به همين مناسبت بوده باشد .
[ 69 ] سپس خدا به زنبوران عسل فرمان داد كه از گلهاى ميوهها بخورند كه خلاصه و جوهر مواد ميوهها پيش از آشكار شدن آنها است ، و در راههاى خدايى