وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ
- و خدا از آسمان آبى فرو فرستاد و به وسيلهء آن زمين را پس از مرگ آن زنده كرد ، و در اين آيت و نشانهاى براى آن كسان وجود دارد كه گوش فرامىدارند و مىشنوند . » به زودى گوش به سه عبارت خواهيم داد كه همچون شرطى لازم براى فرا گرفتن عبرت زندگى و فهم پيشينههاى طبيعت در نظر گرفته شده ، و آنها به ترتيب شنيدن است و عقل و تفكر ، و اين مراحل علمى است كه خدا نور آن را به انسان بخشيده است ، و چون به سالخوردگى پيشرفته برسد كه مرحلهء احساس مستقيم است ، يا تجربهء سادهاى كه از راه گوش به دست مىآيد ، و نزديكترين احساس به امور عقلى است ، و همچنين وسيلهاى براى نقل تجربههاى نسلهاى متوالى / 87 به يكديگر ، و نقل آزمايشهاى معاصران به يكديگر ، و سپس مرحلهء حفظ و انباشته شدن آزمايشها كه عبارت از عقل است كه در حديث شريف بدين صورت از آن ياد شده :
« عقل از عقال و پايبند شتر است » .
و « عقل حفظ تجربهها است » و در پايان مرحلهء تفكر پيش مىآيد كه به واسطهء آن بعضى از تجربهها به بعضى ديگر ارتباط پيدا مىكند كه ما آن را تجزيه و تحليل يا تعقل مىناميم ؛ و معلوم مىشود كه شناخت حق بدون گذشتن از همهء اين مرحلهها صورتپذير نمىشود ، ولى قرآن حكيم ميان هر مرحله و آيتى الاهى ، و حكمت بالغهء خود ، رابطهاى برقرار كرده است كه جز از راه تدبر نمىتوانيم آن را بفهميم .
انعام عبرت است و رحمت
[ 66 ] و نام رحمت الاهى در انعام و چار پايانى تجلى پيدا مىكند كه با كمترين نگاهى از آنها عبرت مىگيريم ، و از همين نگاه كردن به هدف آفرينش آنها آشنا مىشويم ، و آنچه به اين هدف عالى براى آفرينش بشر ارتباط پيدا مىكند ،