مىسازيم ، و نسبت به فرمانروايى و سرورى قانونى ، و در نتيجه نسبت به دين واجب او خاضع مىشويم .
وَ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و هر چه در آسمانها و در زمين است از آن او است . » آن كس كه تسلط بر طبيعت به او اختصاص دارد ، سيادت و سرورى قانونگذارى نيز به او تعلق دارد .
وَ لَهُ الدِّينُ واصِباً
- و دين واجب مخصوص او است . » طبرسى گفته است : ( وصب الشيء وصوبا ) يعنى دوام و ادامه يافت ، و ( وصب الدين ) يعنى واجب شد . « 10 »
أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ
آيا از جز خدا مىترسيد و پرهيز مىكنيد . » چرا بايد از كسى كه سيادت و سرورى به او اختصاص ندارد هراس داشته باشيم ؟
سيادت مخصوص خدا است ، و تشريع و قانونگذارى كه به اين سيادت تجسم مىبخشد از آن او ، و مخالفت با تشريع او چيزى است كه بايد از آن حذر كنيم .
[ 53 ] و عملا ما در هر كار كوچك و بزرگ به خدا نياز داريم ، چه هيچ نعمتى وجود ندارد كه از خدا نباشد ، و در هنگام نبودن آن به او پناه مىبريم تا آن را به ما باز گرداند ، پس آيا سيادت مخصوص او است يا كسى يا چيزى ديگر ؟ ! / 71
وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ
- و هر نعمتى كه در اختيار داريد از خدا است ، و چون زيانى با شما برخورد پيدا كند به او پناه مىبريد و از او درخواست رفع صدمه را مىكنيد . » [ 54 ] ولى به محض آن كه رفع زيان شد ، حجابهاى شرك ميان قلب آدمى و پروردگارش دوباره باز مىگردد .
هامش
( 10 ) - مجمع البيان ، ج 6 ، ص 365 .