ريشخند و استهزا مىپردازد ، به آخرين درجات سركشى و لجاجت و در به روى خود بستن و سخت دلى رسيده است ، و او در آغاز حق آن را دارد كه گرفتار شك و خواستار دليل شود ، و به مجادلهء از طريق عقل بپردازد تا قانع شود و اطمينان پيدا كند ، اما اين كه فرستادهء خدا و رسالت او را در معرض استهزاء قرار دهد ، دليل بر آن است كه اساسا نمىخواهد از حق پيروى كند ، آيا چنين كسى لياقت جايگاهى جز جهنم دارد ؟
پاداش مؤمنان
[ 107 ]
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا
- كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى صالح و شايسته انجام دادند ، به باغهاى فردوس درخواهند آمد . » [ 108 ]
خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا
- به صورت جاودانى در آن مىمانند ، و هيچ خواهان جابهجا شدن از آن نخواهند شد . » بر آدمى واجب است كه ژرفناى ذات خويش را كشف كند و از خود بپرسد كه : براى چه آفريده شدم ؟ و آرزوى رسيدن به چه چيز را دارم ؟
/ 497 او با يك محاسبهء رياضى ساده مىتواند اين مطلب را بفهمد كه اين دنيا و هر چه در آن است جوابگوى اميدها و آرزوهاى او نيست ، و يكى از اين آرزوها مخلّد ماندن و جاودانه زيستن است ، چه نمىخواهد پس از هستى نيست شود ، پس اگر دنيا براى ما و ما براى آن آفريده شدهايم ، شايسته است كه هميشه در آن زنده بمانيم .
يكى از فلاسفهء پيشين گفته است كه : اگر مرا در درون شكم خرى مرده قرار دهند ، و از راه سوراخى كه در پس پشت او است نفس بكشم ، و در مقابل اين از خودگذشتگى در دنيا زنده بمانم ، به چنين زندگى راضيم ! ! اين سخنى غير منطقى است ، ولى از ميل انسان به بقاى جاودانى خبر مىدهد .