خدا به آن انسان اين باغها را عطا كرد ، و باغها به او هر چه را كه از ميوههاى پاكيزه آرزو مىكرد بخشيد و بر او ستم نرفت ، ولى او بر خود ستم كرد ، و در برابر احسان آفريدگار به او به بد كردن به شخص خودش پرداخت ، از آن جهت كه به غرور و استكبار پرداخت و از سپاسگزارى پروردگار بخشندهء نعمت خود اعراض و دورى جست .
درجات پايين رونده يا دركات نزول و فروافتادن
[ 34 ]
وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ
- و ميوه و محصول خوبى نصيب او شد . » زمين داران و كشاورزان و كسانى كه با زمين و زراعت سر و كار دارند ، از اين مطلب آگاهند كه لحظه حصاد و درو و برداشتن محصول / 413 لحظهاى خوش و سعادتمند در زندگى ايشان است ، كه در آنان غرور را برمىانگيزد ، بدان جهت كه پس از صبر و انتظارى دراز ميوهها و محصول فراوان را مشاهده مىكنند ، پس گرفتار نخوت و غرور مىشوند و تو گويى كه آن ثمره و حاصل تلاش ايشان است ، و اين را از ياد مىبرند كه خدا است كه آن را كشت كرده و در اين لحظه به حاصل رسانيده است .
فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً
- به هم صحبت و دوست خود كه با او گفتگو مىكرد گفت كه : مال من از تو بيشتر و شمارهء افراد خاندانم از تو افزونتر است . » به آن پرداخت كه به خود بزرگبينى بپردازد ، از آن روى كه تكيه و اعتماد به چيزهاى موقتى و نابود شونده داشت ، و در آيات دلالتى بر آن وجود ندارد كه اين مرد را ياران و انصارى بوده است ، و شايد غرور وى او را به اين گونه سخن گفتن برانگيخت و چنان معتقد شد كه تا زمانى كه مالك چيزى از مال است تو گويى همهء مردمان را نيز در ملكيت خود دارد ، و لذا گفت : «
وَ أَعَزُّ نَفَراً
» .
[ 35 ]
وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ
- و در حالى به درون باغ خود درآمد كه بر خود ستم روا مىداشت . »