كه او مردى مؤمن و عالم است ، و او را همچون سببى ميان خود و خدا تصور مىكند و مىخواهد از اين راه رضايت پروردگار را از خودش جلب كند ، ولى خرده خرده آن مرد به بتى تبديل پيدا مىكند كه مىبايستى آن را بپرستى ؛ و همچنين در پارهاى از موارد انسان براى خود برنامهاى مىسازد كه آن را براى پذيرفتن فرمان خدا عملى كند ، ولى به تدريج آن برنامه در زندگى به صورت گمراهى و ضلالت درمىآيد .
هنگامى كه از شخصى پيروى مىكنى و چنان گمان دارى كه براى خدا به پيروى از او پرداختهاى ، و به همين گونه در آن هنگام كه با جماعتى ارتباط پيدا مىكنى ، منسوب بودن خودت را به خدا برتر از وابستگى به آنان قرار ده ، و پيوسته از خدايت بخواه كه تو را به پيروى از عالمى افضل و بالاتر رهبرى كند ، و برنامهاى كاملتر ، و گروهى با ايمان و تقواى بيشتر ، و پيوسته در پيشاپيش زمانت حركت كن ، و به خود روا مدار كه همچون يك پاره چيز موزهاى وابستهء به تاريخ باشى ، حتى اگر ما قبل تاريخ هم بوده باشد .
/ 396 [ 25 ]
وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً
- و در غار خود سيصد و نه سال درنگ كردند . » آيا چگونه اين مدت را گذراندند ؟ و با كدام حالت و به تدبير كدام قوه چنين كردند ؟
[ 26 ]
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا
- خداوند آگاهتر است كه درنگ آنها چگونه خواهد بود . » پى اين موضوع مگرد كه خداوند آگاهتر است آنها چگونه ، كجا و چقدر درنگ خواهند كرد .
لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ
- پنهان آسمانها و زمين از او است چه بيناست و چه شنواست . » أبصر و أسمع و مشابه اينها صيغههاى لغوى حاكى از مبالغه و تعجب است ، يعنى : خدا را به آنچه چشمت مىبيند و گوشت مىشنود بزرگ شمار ، چه هر چه مىبينى يا مىشنوى آيتى از خدا سبحانه و تعالى است .