تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
ولى فردا شريك شدن در تظاهرات فضيلت بيشتر داشته باشد ، و پس فردا عمل مسلحانه ، و پسين فردا نشستن بر تخت فرمانروايى و اداره كردن امور مردم ، پس بر من لازم است كه نقشه‌هاى خود را چنان كه خدا فرمان داده است ترسيم كنم و نه بر حسب خواست و ميل خودم ، و بايد هميشه هوا و خواست خودم را موافق چيزى قرار دهم كه خداوند متعال آن را مىخواهد . مردى نزد امام صادق ( ع ) آمد و امام به او گفت : « چگونه صبح كردى و او گفت : در حالى صبح كردم كه بيمارى برايم بهتر از تندرستى است ، و فقر نيكوتر از بىنيازى ، خوارى بهتر از عزت و ارجمندى . . . الخ . پس امام به او گفت : اما ما چنين نيستيم ، و آن مرد پرسيد : پس شما چگونه‌ايد ؟ و امام گفت : / 395 ما چنانيم كه اگر خدا خواهان بيمار شدن ما باشد ، بيمارى را بيش از تندرستى دوست مىداريم ، و اگر چنان دوست دارد كه تندرستى را روزى ما كند ، صحت و تندرستى را دوست‌تر مىداريم ، پس فقر با رضاى خدا دوست‌تر و بىنيازى با رضاى خدا را نيز دوست‌تر مىداريم ، و اگر خوارى در راه خدا محبوب باشد ، يا عزت در راه خدا محبوب باشد همان براى ما محبوب است » . اين از مهمترين صفات مؤمن است كه : به رضاى خدا راضى باشد ، و به آنچه خدا فرمان داده است عمل كند ، و چون به اين درجه رسيدى خداى را سپاس گوى كه به ترازى بالا از ايمان رسيده‌اى ، و اگر جز اين باشد ، چندان بكوش تا به اين سطح و درجه برسى . عيبى ندارد كه براى آيندهء خود برنامه‌ريزى كنى ، ولى بدان شرط كه استثنا را در آن مراعات كنى و بگويى ان شاء اللَّه ، تا چنان باشد كه اگر اوضاع و احوال تغيير يافت و فرمان خدا نسبت به اين برنامه تغيير كرد بگويى كه بنا بر اين تغيير آن را تغيير خواهم داد . گاه شخص وارد حزبى مىشود از آن جهت كه آن را وسيله‌اى براى تقرب به خداوند متعال تصور مىكند ، ولى آن حزب رفته رفته به صورت الاهى درمىآيد كه جز خدا مىبايستى مورد پرستش قرار گيرد ، يا از انسانى پيروى مىكند بر اين اساس