تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
خداوند سبحانه و تعالى پناهندهء به غار شدند ، خداوند متعال غار را براى آنان وسعت بخشيد ، و خورشيد را از ايشان دور كرد تا پرتوهاى آن ايشان را ناراحت نكند و به همين سبب از طرف راست آنان طلوع مىكرد و از طرف چپ غروب ، و چنان بود كه از آن پرتوها آن اندازه كه براى زندگى لازم بود ، بدون رسيدن آزارى به آنان بهرهء ايشان مىشد . / 377 از سوى ديگر ، خدا به گونه‌اى آنان را در حال خواب نگاه مىداشت كه به سبب سبكى خوابشان به اين سو و آن سو خود را مىگرداندند ، و اين نيز به نوبهء خود رحمتى از خدا بود كه به ايشان مىرسيد ، بدان سبب كه باقى ماندن آنان بر يك حال به بدنهاى ايشان آسيب مىرساند و سبب پاره شدن لباسشان نيز مىشد . اما سگ آنان در برابر در غار دو بازوى خود را به سوى پيش دراز كرده بود ، بدان گونه كه سگ براى پاسدارى و مراقبت چنان مىكند ، و آن كس كه بر آنان مىگذشت ، چنان گمان مىكرد كه گروهى از مردانند كه براى خواب قيلوله بدين جا آمده‌اند و پس از بيدار شدن به دنبال كار خويش روانه خواهند شد ، زيرا كه خوابشان سبك است ، و سگ از آنان پاسدارى مىكند ، و آنان ، على رغم مستولى شدن خواب ، به چپ و راست خود را مىغلطانند . پس خداوند سبحانه و تعالى آنان را به سبب رعب و ترس از آسيب دشمنان محفوظ نگاه داشت ، چه جانوران از سگ مىترسيدند ، و اما مردمان را از آن جهت هراس فرامىگرفت كه چون به غار مىرسيدند و آنان را خفته در آن مشاهده مىكردند ، در نظر آنان همچون پهلوانانى جلوه‌گر مىشدند كه به آنجا پرده‌اند و به همين سبب به گريز از آنان دور مىشدند ، و ترس آنان را فرامىگرفت . آنان را خداوند بزرگ نسلها و قرنها بر اين حال نگاه داشت و به جايى رسيدند كه همچون مردگان به نظر مىرسيدند ، زيرا خدا در آن هنگام كه ايشان را از خواب بيدار ساخت ، اين عمل خود را با لفظ « بعث » بيان كرد . آنان از خواب برخاستند و نشستند و پس از سؤال كردن از يكديگر كه چه مدت خفته بوده‌اند ، و بلندترين زمانى كه به آن رسيدند يك روز يا پاره‌اى از يك