تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
شريك قايل شود ، همچون اين كه فرد نادانى چنان پندارد كه خداوند سبحانه و تعالى فرزندى دارد ، و او منزه و پاك از هر نقص است ، و به آن نيازى ندارد كه فرزند يا چيز ديگرى داشته باشد . نسبت دادن فرزندى به خداوند متعال صورت رمزى غير آشكار پيدا مىكند ، و آن اين كه انسان در حكم خدا و سلطنت و ملكوت او ديگرى را شريك قرار دهد ، خواه يك فرد باشد يا يك دستگاه ، و آن را امتدادى از سلطه و حاكميت خدا قرار دهد . مايهء تأسف است كه اين انديشهء خطا در ميان گروه كثيرى از مسلمانان انتشار پيدا كند ، ولى به صورتى پنهان و بدون اين كه توجهى به آن داشته باشند ، از آن روى كه از علماى بد و ناشايسته پيروى مىكنند ، و به تقليد از كسانى مىپردازند كه مدعى فقه و اجتهاد و دانش شناخت اسلامند در صورتى كه چنين نيستند ، پس اين گونه عالمان بد كسانى را كه از آنان پيروى مىكنند گمراه خواهند كرد ، و در نتيجه آنان را از خط توحيد منحرف مىسازند و به لغزشگاه شركشان مىاندازند . به همين سبب مسلمانى كه مىخواهد در امور دينى خود از ديگرى تقليد كند ، واجب است كه از اين امر كاملا آگاه شود كه شخص مرجع تقليد او مردمان را به خدا مىخواند و به اذن و اجازهء خدا چنين مىكند ، تا اعمال وى خالصانه براى خدا باشد ، و به حق بتوان گفت كه او مسلمان موحد و يكتاپرست است . [ 5 ]
ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لِآبائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً
- نه آنان علمى در اين باره دارند و نه پدرانشان ؛ سخنى كه از دهانهاى ايشان بيرون مىآيد دروغ است و چيزى جز دروغ نمىگويند . » آن كسان كه براى خدا پسران و شريكانى قايل مىشوند ، خواه آشكارا چنين گويند يا به صورت ضمنى ، خطا و گناه بزرگى را مرتكب مىشوند ، و آنان در سرّ ضمير خود مىدانند و يقين دارند كه آنچه مىگويند و مدعى آنند عين دروغ است ، ولى با آوردن بهانه‌هاى مختلف گفتن اين گفته‌ها را جايز مىشمارند ، ولى هدف آن تأمين منافع و مصالح سريع اين جهانى بنا بر تصور و تصديق خود ايشان