/ 335
زمينهء كلّى سوره
مقدّمه :
روشنى خورشيد سراسر زمين را فرامىگيرد و همهء اشخاص و اشياء را روشن مىسازد و رنگها را آشكار مىسازد ، و نقش خود را تا اين اندازه به انجام مىرساند ، و هنگام انجام گرفتن نقش چشم در ديدن فرامىرسد . و به همين گونه قرآن نقش خود را در آن هنگام به انجام مىرساند كه هدايت انتشار مىيابد و حقايق آشكار مىشود ، و پس از آن قلب و بصيرت عمل خود را براى ادراك و دريافت اين حقايق آغاز مىكنند ، پس اگر آدمى بصيرت و قلب خويش را قفل كند ، از هدايت قرآن چيزى به دست نمىآورد و حقايق را نمىتواند بشناسد ، درست همچون كسى كه چون چشم را ببندد ، على رغم تابش نور خورشيد بر همهء چيزها و آشكار بودن آنها ، هيچ چيزى را نمىتواند ببيند .
به همين گونه قرآن نقش عقل و انديشيدن را از بين نمىبرد ، ولى عقل ، بدون آن كه از هدايت قرآن بهرهبردارى كند ، نمىتواند حقايق را بازشناسد ، و درست همچون چشم است كه امكان ندارد بدون روشنى اشياء را ببيند ، و به همين گونه تفكر و انديشيدن نقش قرآن را از بين نمىبرد ، چنان كه چشم نقش روشنى را از بين نمىبرد .
/ 336 بنا بر اين بر انسان روا نيست كه چنين بگويد : تا زمانى كه قرآن وجود دارد ، هيچ نيازى به آن ندارم كه به تفكر و تعقل و تبصر بپردازم ، چه اگر چنين كند مثل او همچون مثل كسى است كه ديدن و مشاهده كردن را ترك گويد و حجابى در برابر دو چشم خود قرار دهد ، به اين بهانه كه روشنى موجود است ، و زمين