راهنمايى كن و بگو كه او چيست ؟ چه من گرفتار مجادله كنندگانى در اين خصوص شده و حيران ماندهام .
پس به او گفت : اى بندهء خدا ! هرگز بر كشتى سوار شدهاى ؟ گفت :
آرى ، گفت : آيا اتفاق افتاده است كه كشتى سوارى تو در جايى بشكند كه نه كشتى ديگرى سبب نجات تو شود ، و نه با شنا كردن بتوانى خود را از مهلكه خارج كنى ؟ گفت : آرى .
گفت : آيا هيچ بر دل تو گذشت كه چيزى از چيزها مىتواند تو را از گرفتارى نجات بخشد ؟ گفت : آرى ، و آن گاه امام صادق ( ع ) گفت : اين چيز همان خداى توانا است كه در آن جا كه هيچ راه نجاتى وجود ندارد ، قادر بر نجات دادن تو است ، و در آن جا كه يار و مدد كارى وجود ندارد يار و مددكارى برساند . « 20 » [ 67 ]
وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ
- و در آن هنگام كه در دريا با يك بدبختى و گرفتارى رو به رو مىشويد ، همهء كسانى كه آنان را به يارى مىطلبيديد گم مىشوند ، و تنها او باقى مىماند . » در لحظههاى خطر بنده به ياد پروردگار خويش مىافتد و قلب انسان به خدا آويخته مىشود و نه به ذات خودش كه آن را مىپرستد يا به طاغوتى كه نسبت به او خضوع مىكند .
/ 269 خدا بدين گونه بر ذات خود استدلال مىكند ، و هيچ كس از ما نيست كه زمانى گرفتار لحظاتى از سختى و گرفتارى نشده باشد ، در آن هنگام كه خطرها ما را در ميان خود فرامىگيرند و بنا به فطرت خود مىدانيم كه از آن خدايان پندارى كه جز خدا پرستيده مىشوند هيچ كارى برنمىآيد ، پس قلبها به رب الارباب يا پروردگار پروردگاران پندارى اتصال پيدا مىكند ، و به مناجات گرمى آغاز مىكند ، و پروردگار در برابر ما درهاى رحمت خودش را مىگشايد ، و مژدههاى فضل و بخشش او به ما مىرسد و با خواندن او و پناه جستن به او ما را نجات مىدهد .
هامش
( 20 ) - بحار الانوار ، ج 3 ، ص 41 .