تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
رسول خدا ( ص ) در خواب ديده بود كه ميمونهايى بر روى منبر او بالا و پايين مىروند و بر روى هم مىجهند ، و اين سخن را به مردمان گفت ، ولى كيست كه آن را تعقل كند ؟ ؟ صاحبان هوش و ذكاء ، و اهل تحقيق ايمانى فقط آن كسانند كه منبر رسول ( ص ) را مركز پيشوايى و رهبرى مىدانند ، و گروه‌هايى از امت وجود دارند كه در آن مىكوشيدند تا اين مركز را بدون حق به تصرف خود درآورند ، و آنان بنى اميه بودند ، و ديگران گفتند كه خواب رسول همچون خواب خود ايشان بىاثر است ، ولى حقيقت امر آن است كه اين دو خواب با يكديگر بسيار تفاوت دارد ، و ابراهيم پيامبر خدا مىخواست فرزند خود را به سبب رؤيا قربانى كند . به فرزندش اسماعيل گفت :
يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ
- در خواب ديدم كه تو را ذبح مىكنم » پس فرزند او اسماعيل پيامبر خدا به او گفت :
يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ
- اى پدرم ، مأموريتى را كه بر عهده‌دارى به انجام رسان كه به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت » ، و بدين گونه رؤياى پيامبران در حكم وحى بوده است . به همين سبب در حديث آمده است كه آن رؤيايى بود كه در خواب ديد بوزينگان بر منبر او بالا و پايين مىروند ، پس رسول خدا ( ص ) از آن ناراحت و اندوهگين شد . / 257 سهل بن سعد از پدرش روايت كرد كه : ( پيامبر ( ص ) چون آن رؤيا را ديد و تا زمانى كه از دنيا درگذشت او را خندان نديدند ) . سعيد بن يسار به روايت از ابو جعفر و ابو عبد اللَّه گفته است ( و بر اين تأويل شجرهء ملعونه در قرآن بنى اميه‌اند كه خدا پيغمبرش را به مسلط شدن آنان بر منبر او و كشتن ذريهء او آگاه كرده بود ) . و از المنهال ابن عمر روايت است كه گفت : بر على ابن الحسين عليهما السلام داخل شدم و به او گفتم : اى پسر رسول خدا ( ص ) چگونه صبح كردى ؟ گفت : ( به خداى سوگند كه چنان صبح كردم همچون بنى اسراييل در