/ 203 هنگامى كه صهيونيان سرزمينهاى ديگران را غصب كردند ، و آنان را از خانههاى خود بيرون راندند و به ستمگرى و كشتن و سخت گرفتن بر ديگران پرداختند ، خدا آنان را به حال خود وا نخواهد گذاشت ، بلكه بندگانى را با نيرومندى شديد بر ايشان مسلط خواهد كرد كه در نتيجهء تباهكاريهاشان گرفتار عواقبى شوند كه در دو مرتبهء پيش از آن نيز گرفتار آنها شدند .
فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ
- و چون زمان وعدهء بازپسين فرارسيد . » يعنى هنگام تبهكارى دوم ، خدا اسپيانوس پادشاه روم را بر آنان مسلط ساخت كه فرمانده سپاهيان خويش ( طرطوز ) را به فلسطين روانه كرد ، و او به بيت المقدس درآمد ، و مردم آن را كشت يا به اسيرى گرفت و به كارهاى بد و زشتى نسبت به بنى اسراييل پرداخت كه خداوند متعال دربارهء آن گفته است :
لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ
- تا اسباب روسياهى شما را فراهم آورند و همچون در نخستين بار ، به مسجد ( اقصى ) داخل شوند . » البته بخت نصر غير از اسپيانوس است ، ولى قرآن خواسته است كه اين امر را به ياد ما آورد كه طاغيان و گردنكشان ، خواه از شمال برخيزند يا از جنوب ، همچون يكديگرند ، و روش يگانه و هدفى مشترك دارند .
آنچه پيش از اين گفتيم يكى از تفسيرهاى معروف دربارهء اين آيات است ، و تفسيرهاى ديگرى نيز براى آنها وجود دارد ، مثلا :
1 - اين كه قدس ( بيت المقدس ) يك بار در زمان داوود و سليمان ( عليهما السلام ) بنا شد كه بخت نصر آن را ويران كرد ، و بار ديگر در روزگار پادشاهان سلسلهء هخامنشى ايران ، كه فرمانده سپاهيانى به نام طيطوس آن را خراب كرد و خرابه باقى مانده بود تا آن زمان كه به دست مسلمانان در زمان خلافت خليفهء دوم .
2 - گفتهاند كه : تبهكارى نخستين بنى اسراييل در آغاز اسلام بود كه پس از آن بندگان مسلمان خدا به مقهور كردن آنان پرداختند . اما فساد دوم آنان هم