تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
سوره با تسبيح آغاز مىشود ، و تسبيح دلالت بر تنزيه و تقديس دارد ، و مادهء آن از ( سبّح ) يعنى پاك و پاكيزه است و هدف آن است كه خدا را از هر كاستى و ناتوانى و محدود بودن دور بدانيم . عقل بشرى نمىتواند جز امور نزديك به ذهن او يا متعارفى در طبيعت را ادراك كند ، ولى از دريافت آنچه بيرون از آن است عاجز است ، و اگر انسان بخواهد خدا را در حدود مفاهيم و معارف خويش تصور كند ، چنان كه بعضى گفته‌اند كه : خدا
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا / 175 يَصِفُونَ
- برتر از هر چيز است كه بدان توصيفش كنند » به صورت انسانى است كه بالاى آن ميانتهى و پايين آن پر ، و همچون نور درخشانى است و تلألؤ دارد و داراى حواس پنجگانه است ، جز اين گونه سخن گفتن كه هيچ معنى معتبرى ندارد كارى از او برنمىآيد . « 2 » تاريخ حكايت از آن دارد كه بعضى از امتهاى كافر و مشرك خدا را در حدود معرفت و دانش خود تصور مىكرده‌اند ، و امتى كه نيازمند به كشاورزى و دامدارى بوده آب يا گاو يا هر دو تاى آنها را به اعتبار خدا بودن تقديس مىكرد . امتى كه به ستارگان و اوضاع آنها در آسمان نيازمند بود تا از آنها راه سفر خود را در بيابانها پيدا كند ، خدا را ستاره‌اى يا ماهى يا خورشيدى تصور مىكرد ، و اما امتى كه در قبيله مىزيست و از سنتها و تقليدهاى موروثى پيروى مىكرد ، نياى بزرگ آن قبيله را تقديس مىكرد ، و در نتيجه خدا را به صورت پير مردى با اندام درشت و داراى ريش و سبيلى سفيد در نظر مىگرفت . در يكى از كتابهاى جديد كه از غرور علمى نوشته شده بود ، سخنان فراوانى آمده كه خلاصهء آنها چنين است : ( از آن روى كه خدا در هر جا وجود دارد و صوت و صورتى ندارد ، بنا بر اين قوهء جاذبه است ) . بعضى گفته‌اند كه خدا همان وجود و هستى است .
هامش
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 3 ، ص 289 ، به نقل از يكى از افراد نادان .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 172 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي