تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
از آيه آشكار مىشود كه امن و ايمنى ، و همچنين رفاه و آسايش اجتماعى را درجاتى است ، و اين كه آن شهر در امن آشكار و امن قلبى مىزيست كه بالاترين درجات صلح و سلم است ، به همان گونه كه با روزى و رزق خود و شهرها و روستاهاى پيرامون زندگى مىكرد كه از بالاترين درجات رفاه و آسايش است .
فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ
- پس به نعمتهاى خدا كافر شد و كفران ورزيد ، پس خدا لباس گرسنگى و ترس را به سبب كارهايى كه مىكردند بر آن پوشاند . » / 141 و خدا از وضع آنان پس از كفر به اين صورت ياد كرده است كه مردم شهر خود را در شهرى ملاحظه مىكردند كه گرسنگى و ترس آن را فراگرفته و پوشانده است . اين تنها شهر در تاريخ نيست كه با چنين حادثه‌اى رو به رو شده باشد و هزارها شهر و روستا در تاريخ جهان مزهء گرسنگى و هراس را به سبب كفران نعمت خدا و كفر ورزيدن به او چشيده‌اند ، و در حديثى مأثور دربارهء يكى از اين شهرها چنين آمده است : « اين آيه دربارهء قومى نازل شده است كه سرزمين حاصلخيزى داشته و نهرى به نام « ثرثار » از آن عبور مىكرد ، و از كثرت فراوانى و پرحاصلى به جايى رسيده بود كه براى پاك كردن محل خروج فضولات غذايى از بدن ، به جاى آب يا سنگ ، از خمير نان استفاده مىكردند و مىگفتند كه اين نرمتر است ، پس به نعمتهاى خدا كافر شدند و آنها را ناچيز گرفتند ، و خدا ثرثار را از آبرسانى به آنان بازداشت و چندان گرفتار شدند كه به خوردن آنچه با آن استنجا مىكردند پرداختند و آن را ميان خود قسمت مىكردند » . « 18 »

حجت كامل و بليغ

[ 113 ] و بر آن مردم رسولى از خودشان مبعوث شد كه آنان را به
هامش
( 18 ) - الميزان ، ج 12 ، ص 375 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 139 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي