تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
دربارهء شهرى كه ايمن و مطمئن بود و روزى مردم آن به صورتى گسترده و پاكيزه از هر جا مىرسيد ، ولى آن مردم به نعمتهاى خدا كفران ورزيدند و گرفتار گرسنگى و هراس بر اثر كارهايشان شدند ، و هر چه رسول ايشان در آن كوشيد كه آنان را هدايت كند به سخن او گوش ندادند ، بلكه به تكذيب او پرداختند و به خود ستم روا داشتند .

شرح آيات :

ايمان ، گونه‌اى مسئوليت

[ 106 ] ايمان چيست ؟ آيا تنها عمل است ؟ يا سخن محض ؟ هرگز چنين نيست . آن دو مظاهرى از ايمان است ، ولى ايمان چيزى ديگر است . و آن طرز نگرش و معاملهء شخص به زندگى اين دنيا است ، و اندازهء متكى و مطمئن بودن به آن ، و اندازهء دوست داشتن دنيا در مقايسهء با آخرت ، پس آن كه دنيا را با قلب خود خواستار است و آن را بر آخرت ترجيح مىنهد ، خدا راه را به او نشان نمىدهد . در صورتى كه ايمان ايستار قلبى است ، پس نقش گفتار در آن چگونه است ؟ ! آيا چنان نيست كه نگرشها و ايستارهاى بشر به گفتارهاى آنان محدود شود ؟ ! آرى چنين است . . . ولى گاه انسان با زبان خود از چيزهايى سخن مىگويد كه در قلب و دل او نيست ، چنان كه شخص منافق به زبان ادعاى آن مىكند كه مؤمن است و در واقع دروغ مىگويد ، و چنين است كسى كه به زور به كفر ورزيدن با زبان كشيده شده ولى به هيچ وجه سخن او از قلب برنخاسته باشد و بر ايمان ثابت و استوار بماند . عمار بن ياسر كه از طرف كفار قريش در معرض عذابهاى وحشيانه قرار گرفت ، و با زبان خود به گفتن سخنانى پرداخت كه آنان را شاد مىكرد ، از آن جهت كه خدايان پندارى آنان را ستود و مدح كرد ، و براى نجات جان خويش از
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 133 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي