محمّديه مىباشد ؛ چه آنكه ولوج در مقام واحديت و احديت ، كه انتهاى سير آن سلطانِ ممالك وجود است ، اختصاص به او دارد . و عين ثابت او مقدم بر اعيان جميع موجودات است ؛ و جنت افعال با جميع درجات آن گنجايش هستى او را ندارد ؛ ولذا كان مع الحقّ حيثما دار . أو يدور معه حيثما دار . كسيّد الوجود و خلاق الملك و الملكوت . لذا جنّت محمديين جنّت صفات و ذات است .
حديث مسلّم نبوى كه فرمود : « عَليُّ مَعَ الحقِّ ، والحقُّ مَعَ عَلِيٍّ ، يَدُورُ مَعَهُ حَيْثُما دَارَ » « 1 » . مراد از « حق » سلطان وجود و خلّاق هستى مىباشد . قاصران نخواستهاند بفهمند كه معناى واقعى حديث مذكور در شأن خاتم الأولياء ، علّى اعلى ، چيست .
وممّا حرّرناه اتّضح سرّ ما أورده الإمام المصنّف « 2 » رفع اللَّه درجته ، على مقالة الشيخ العارف المحقّق ، عزّالدين محمود كاشانى . از آنجا كه عارف كاشانى از اجلّهء ارباب حق و يقين است و حضرت امام قدس سره احترام خاصى براى آن عارف نامدار قائلاند ، به توجيه كلام آن عارف بزرگ پرداختند ، و آن را به معنايى كه اكثر خواص از درك آن عاجزند ، تا چه رسد به ارباب علوم آليه ، با لسان خاص در جملهاى كوتاه تفهيم فرمودند ، كه حق با هر موجودى از طريق « وجه خاص » و « قرب وريدى » و « تولية » نيز ارتباط دارد ؛ و مولانا جلالالدين رومى از آن به جهت « سبب سوزى » تعبير كرده است :
هامش
( 1 ) - ر . ك : الغدير ، ج 3 ، ص 176 به بعد .
( 2 ) - مصباح الهداية إلى الخلافة و الولاية ، ص 48 ، مصباح 56 .