في النشأة العينية وعالمي الأمر و الخلق رمزاً من وراء الحجاب ، بلسان أهل القلوب .
إلى أن ساق الكلام بقوله : وفيها أنوار إلهية تبزغ من مصابيح غيبية .
[
گفتار در اسم اعظم
] در « نور اوّل » اشاره فرمودهاند به آنچه كه در مطاوى « مشكوة اوّل » با بيانى رسا و مبرّا از تفصيل مملّ و منزّه از ايجازى كه وافى به بيان مقصود نباشد بيان فرمودهاند . در آنجا مذكور افتاد كه اسم اعظم ، جامع جميع أسماء كليه و جزئيه ، در مقام « احديت » به وجود جمعى با تعيّنات أسماء ، بدون تميّز اسمى از اسم ديگر و عينى از اعيان از عين ديگر ، تحقق دارد .
و حكما اين مقام را « تمام هويت واجب » و « شهود الحقائق بالعلم الإجمالي في عين الكشف التفصيلي » گفتهاند ؛ و عرفا از اين مقام و از شهود حق حقايق مستجنهء در اين مقام را به « رؤية المفصّل مجملًا » عبارت كردهاند ؛ و ظهور حقايق را در مرتبهء « واحديت » و علم به آن حقايق را به « رؤية المجمل مفصّلًا » تعبير كردهاند . و عرض شد كه كثرتْ در مقام تحليل عقلى است و وجود به وحدت و اطلاق خود باقى است . مصنف مدقق اشاره فرمودند كه اسم اعظم ، يعنى اسم « اللَّه » ، عبارت است از احديت جميع أسماء ، اعم از جماليه و جلاليه و أسماء لطفيه و قهريه . و فرق اسم جامع ، كه « أئمة الأسماء » نيز به آن اطلاق كردهاند ، با غيب وجود كه أسماء در آن به وجود جمعى متحققاند ، و فرق آنها با ذات ، به