موجودات را با آن شعاع ، با آن اراده ، با آن تجلّى ، موجود فرموده ، اگر آنى ، آن تجلّى برداشته بشود تمام موجودات لاشىءاند ، برمىگردند به حالت اولشان .
براى آنكه ، ادامهء موجوديت هم به همان تجلّى اوست . با تجلّى حق تعالى همهء عالم وجود پيدا كرده است ، و آن تجلّى و نور اصل حقيقت وجود است ؛ يعنى اسم اللَّه است .
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » . نور سماوات و ارض خداست ، يعنى جلوهء خداست . هر چيز كه يك تحقّقى دارد اين نور است ، ظهورى دارد اين نور است . ما به اين ، نور مىگوييم براى اينكه يك ظهورى دارد . انسان هم ظاهر است ، نور است . حيوانات هم همين طور ، نورند . همهء موجودات نورند ، و همه هم نور « اللَّه » هستند .
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
يعنى وجود سماوات و ارض كه عبارت از نور است از خداست . و آن قدر فانى در اوست كه
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ
، نه اينكه اللَّهُ يُنَوّرُ السَّماواتِ « 2 » ، اين يك نحوه جدايى مىفهماند .
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
يعنى هيچ موجودى در عالم نداريم كه يك نحوه استقلالى داشته باشد . استقلال معنايش اين است كه از امكان خارج بشود و به حد وجوب برسد ، و موجودى غير از حق تعالى نيست . از اين جهت اينكه مىفرمايد : به اسم اللَّه
الْحَمْدُ لِلَّهِ
به اسم اللَّه
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
« 3 » ، با اسم اللَّه
قُلْ
، نه اين است كه مقصود محتملًا اين باشد كه بگو :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
. واقعيتى است كه اين واقعيت اينطورى است : « با اسم اللَّه بگو » يعنى گفتنت هم با « اسم اللَّه » است .
هامش
( 1 ) - « خداوند نور آسمانها و زمين است » . ( النور ( 24 ) : 35 )
( 2 ) - « خداوند ، آسمانها را روشن مىسازد » .
( 3 ) - الإخلاص ( 112 ) : 1 .