هست در آنها هم هست :
إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
« 1 » بعضى از باب اينكه نمىدانستند مىشود يك موجود ناقص هم ادراك داشته باشد ، آن را حمل كرده بودند به اينكه اين تسبيح تكوينى است « 2 » ؛ و حال آنكه آيه غير از اين را مىگويد . تسبيح تكوينى را كه ما مىدانيم . - تسبيح تكوينى يعنى اينها موجوداتى هستند و علّتى هم دارند - خير مسأله اين نيست ، تسبيح مىكنند .
در روايات ، تسبيح بعضى از موجودات را هم ذكر كردهاند كه [ آن ] تسبيح چيست « 3 » . در قضيهء تسبيح آن سنگريزهاى كه در دست رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بوده « 4 » .
[ آنها ] شنيدند كه چه مىگويد . تسبيحى است كه گوش من و شما اجنبى از اوست . نطق است ؛ حرف است ؛ لغت است ، اما نه به لغت ما ، نه نطقش نطق ما است . اما ادراك است ، منتها ادراك به اندازهء سعهء وجودى خودش . لعلّ بعضى از مراتب عاليه ، مثلًا از باب اينكه خودشان را مىبينند كه سرچشمهء همهء ادراكات هستند ، بگويند كه موجودات ديگر [ ادراك ] ندارند ؛ البته آن مرتبه را
هامش
( 1 ) - « هيچ چيزى نيست مگر آنكه با حمد او تسبيح گويد ، لكن تسبيح آنها را نمىفهميد » . الإسراء ( 17 ) : 44 .
( 2 ) - الكشّاف ، ج 2 ، ص 619 - 620 ؛ التفسير الكبير ، ج 20 ، ص 219 .
( 3 ) - بحار الأنوار ، ج 61 ، ص 27 ، حديث 8 .
( 4 ) - از ابن عباس نقل شده است كه : ملوك حضرموت شرفياب شرف آن جناب شدند و گفتند : از كجا بدانيم شما رسول خداييد ؟ حضرت مشتى از ريگهاى زمين را برداشت و فرمود : اين ريگها شهادت مىدهند ، ريگها اول شروع كردند به تسبيح خداى تعالى بعداً شهادت دادند به رسالت آنجناب . ر . ك : بحار الأنوار ، ج 17 ، ص 379 ، حديث 49 .