« رحمان » با رحمت و با رحمانيّت همهء موجودات را ايجاد كرده [ است ] ، اين رحمت است . اصلًا وجود رحمت است ؛ حتى آن وجودى كه بهموجودات شرير هم اعطا شده باز رحمت است ؛ رحمت واسعهاى كه همهء موجودات در زير پوشش [ آن ] هست . يعنى همهء موجودات عين رحمت هستند ، خودشان رحمتند .
و « اللَّه » ( باسم اللَّه ) همان جلوهاى است كه جلوهء به تمام معنا است . مقامى است كه جلوه را به تمام معنا مىتواند بروز بدهد . اين اسمِ جامع است ، اين اسمى است كه باز جلوه است ؛ خود ذات حق تعالى اسم ندارد : « لا اسْمَ لَهُ وَلا رَسْمَ » . اسم اللَّه و اسم رحمان و اسم رحيم همهء اينها اسماء هستند ، جلوهها هستند .
و با اين اسم « اللَّه » كه جامع همهء كمالات است به مرتبهء ظهور ، و رحمان و رحيمش را ذكر فرموده است از باب اينكه رحمت است و رحمانيّت است و رحيميّت است - و اوصاف غضب و انتقام و [ امثال ] اينها تبعى است . آنكه بالذات است اين دو است ، رحمت بالذات است ، و رحمانيّت و رحيميّت بالذات است ، آنهاى ديگر تبعى است - [ پس ] به اسم اللَّه و رحمان و رحيم ،
الْحَمْدُ لِلَّهِ
[ يعنى ] تمام محامدى كه در عالم و هر كمالى و هر حمدى و هر ستايشى كه باشد ، به او واقع مىشود ، براى اوست . آدم خيال مىكند غذايى را كه مىخورد تعريف مىكند كه چه غذاى لذيذى بود ! اين حمد خداست ، خود آدم نمىداند . [ يا مىگويد : ] چه آدم خوبى است ! چه فيلسوف و دانشمندى است ! اين حمد و ثنا است ، اين ثنا براى خداست ، خود آدم نمىداند اين را .
براى چه ؟ براى اينكه آن فيلسوف و دانشمند از خودش هيچ ندارد ، هرچه هست جلوهء اوست .
آن [ كسى ] هم كه ادراك كرده با عقلى ادراك كرده كه جلوهء اوست ، خود