قرآن ، استفاده مىكند . استفادهء اعلايش را آن مىكند كه برايش نازل شده : « إِنَّما يَعْرِفُ الْقُرْآن مَنْ خُوطِبَ بِهِ » « 1 » . آن استفادهء اعلا مال اوست ، لكن نبايد ما مأيوس بشويم . بايد ما هم از اين سفره بهرهاى برداريم ، و اولش اين است كه خيال نكنيم كه غير از اين مسائل طبيعى چيز ديگرى نيست در كار ، و قرآن آمده است براى اين كه مسائل اجتماعى را بگويد و مسائل طبيعى را بگويد و براى زندگى آمده ، زندگى دنيا . اين انكار همهء نبوّات است .
قرآن آمده است كه انسان را انسان كند ، و همهء اينها وسيله است براى همان يك مطلب . تمام عبادات وسيله است ، تمام ادعيه وسيله است ، همه وسيله براى اين است كه انسان اين لبابش ظاهر بشود . آن كه بالقوه است و لبّ انسان است به فعليت برسد و انسان بشود آدم . انسان بالقوه بشود يك انسان بالفعل ، انسان طبيعى بشود يك انسان الهى كه همه چيزش الهى باشد ، هرچه مىبيند حق ببيند . انبيا هم براى همين آمدهاند . همه اينها وسيله است . انبيا نيامدهاند حكومت درست كنند ، حكومت را مىخواهند چه كنند ؟ اين هم هست ، اما نه اين است كه انبيا آمدهاند كه دنيا را اداره كنند ، حيوانات هم دنيا دارند ، كار خودشان را اداره مىكنند . البته بسط عدالت همان بسط صفت حق تعالى است براى اشخاصى كه چشم دارند . بسط عدالت هم مىدهند ، عدالت اجتماعى هم به دست آنهاست ، حكومت هم تأسيس مىكنند ، حكومتى كه حكومت عادله باشد ، لكن مقصد اين نيست ، اينها همه وسيله است كه انسان برسد به يك مرتبهء ديگرى كه براى آن انبيا آمدهاند .
ان شاء اللَّه خداوند ما را تأييد كند براى همه چيز .
هامش
( 1 ) - الكافي ، ج 8 ، ص 311 ، حديث 485 ؛ بحار الأنوار ، ج 24 ، ص 238 ، حديث 6 .