بشود . و اين را من عرض مىكنم به همه كه چيزهايى كه اوليا يافتند ، احتمال بدهيد درست باشد . ممكن است يك كسى در بين مردم باشد كه صحيح هم نگويد ممكن است ؛ اما اين كه انسان انكار كند ، بگويد : « نه ! مسائل اين نيست ، اصلًا همهء اين حرفها چرت و پرت است » ، اين آدم ديگر موفق نمىشود به اين كه راه بيفتد . بخواهد موفق بشود بايد اين جحود را بردارد از قلبش .
و من اميدوارم كه ما اين حجاب جحود را از قلبهايمان برداريم و از خداى تبارك و تعالى بخواهيم كه ما را آشنا كند با لسان قرآن ، زبان قرآن يك زبان خاصى است ، ما آشنا بشويم به آن زبانى كه با آن زبان ، قرآن وارد شده است .
[
هدف قرآن ، ساختن انسان الهى
] قرآن مثل انسان مىماند كه يك موجودى است [ كه ] همه چيز دارد ، منتها مثل يك انسان بالفعل مىماند . قرآن يك سفرهاى است كه خدا پهن كرده براى همهء بشر ، يك سفرهء پهنى است ، هركه به اندازهء اشتهايش از آن مىتواند استفاده كند ؛ اگر مريض نباشد كه بىاشتها بشود . امراض قلبيه آدم را بىاشتها مىكند . اگر مريض نباشد و اشتهاى قلبىاش باشد ، از قرآن استفاده مىكند . [ قرآن ] يك سفرهء پهنى است كه همه از آن استفاده مىكنند ؛ مثل اين كه دنيا هم يك سفره پهنى است كه همه استفاده مىكنند : يكى علفش را از آن استفاده مىكند ، يكى ميوه را از آن استفاده مىكند ، يكى مسائل ديگر را استفاده مىكند . از همين دنيا ، هر كس يك طور استفاده دارد ، انسان يك طور استفاده دارد ، حيوان يك طور ، انسان در مقام حيوانيت يك طور ، [ و ] هرچه بالاتر برود از اين سفرهء پهن الهى كه عبارت از وجود است ، [ بيشتر ] استفاده مىكند . قرآن هم اينطورى است ، يك سفرهء پهنى است براى همه ، هر كس به اندازهء آن اشتهايى كه دارد و آن راهى كه پيدا بكند به