ابن شهرآشوب ، المناقب ، 4 / 69 / عنه : المجلسي ، البحار ، 44 / 193 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 68 - 69 ؛ مثله القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 18 - 19
هامش
7 . بلى ، بندهء من ! تو در پناه منى واز هرچه گفتى آگاهم .
8 . فرشتگانم مشتاق صداى تو اند وهمين تورا كافى است . به تحقيق كه ما دعاى تورا به گوش لطف شنيديم .
9 . دعاى تو در حجابهاى ملكوت ما جولان مىكند ، وبراي تو كافى است كه پرده را از ميان خود وتو برداشته أيم ( پس دعاى تو دامنگير رد وبىلطفى نمىگردد ) .
10 . ( در اين جا از خطاب به غيبت التفات نموده ، مىفرمايد : ) از بسيارى عبادت ومحبتي كه حسين عليه السلام را فرا گرفته ، چنان ضعيف گشته كه اگر بادي در أطراف وى بوزد ، بىاختيار بر زمين افتد ( وممكن است ضمير جوانبه راجع به دعا ومقصود اين باشد كه دعاى آن حضرت از بلندى وقرب به مقامي مىرسد كه اگر داراى شعور مىبود وبادي در أطراف أو مىوزيد ، بىهوش به زمين مىافتاد ) .
11 . بدون ترس ونا اميدى هرچه دلت مىخواهد طب كن كه منم خدا .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 4 / 84 - 85