تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
هامش
عليه السلام در پيش روى آن حضرت جاى داشت ودر خانه ، حسن وحسين وعمر بن أم سلمة وأسامة بن زيد وأبو ذر ومقداد وزبير بن العوام وهمچنان فاطمه وأم أيمن حاضر بودند . وپيغمبر دست مبارك بر بازوى علي عليه السلام زد وسه كرت اين كلمات را أعادت فرمود . آن‌گاه امامت أئمة اثنى عشر را منصوص داشت واز علي عليه السلام تا قائم آل محمد صلى الله عليه وآله را به شمار گرفت . ثمّ قال صلى الله عليه وآله : ولُامّتي اثنا عشر إمام ضلالة كلّهم ضالّ مضلّ ، عشرة من بني اميّة ، ورجلان من قريش ، وزر جميع الاثني عشر وما أضلّوا في أعناقهما ، ثمّ سمّاهما رسول اللَّه وسمّى العشرة معهما . » آن‌گاه رسول خدا فرمود : همچنان از براي أمت من ، دوازده تن امام گمراه وگمراه كننده است . ده تن از بنىاميه ، ودو مرد از قريش . وگناه تمام اين دوازده تن بر گردن آن دو مرد است . پس آن دو مرد قرشي را وآن ده تن بنى أمية را به نام برشمرد . » معاوية گفت : « اكنون تو نيز از براي من به نام شماره كن . » عبداللَّه از أبو بكر وعمر ابتدأ كرد وعثمان ومعاوية را نام برد ، آن‌گاه گفت : « هفت تن ، از أولاد حكم بن أبي العاص است وأول ايشان مروان خواهد بود . » معاوية گفت : « اگر اين سخن كه تو مىگويى از در صدق است ، خلفاى سه‌گانهء قبل از من ، وأصحاب رسول خدا از مهاجر وأنصار وتابعين آن مردم كه تولّا بديشان داشتند ، به جمله قرين هلاكتند . وبيرون شما أهل بيت وشيعيان شما ، هيچ كس ناجى نيست . » عبداللَّه گفت : « سوگند با خداى ، من از رسول خدا چنين شنيدم . » معاوية با حسن وحسين عليهما السلام وابن‌عباس گفت : « عبداللَّه جعفر چه مىگويد ؟ » ابن عباس گفت : « از آن جماعت كه حاضر بودند ، حاضر كن وپرسش فرماى . » معاوية كس فرستاد . وعمر بن ام‌سلمه واسامةبن زيد وهر كس اين كلمات شنيده بود ، بياوردند . وهمگان بر صدق سخن عبداللَّه جعفر گواهى دادند . معاوية گفت : « اى بنىعبدالمطلب ! مدعى امرى عظيم شديد واحتجاج به حجتي مىكنيد . اگر اين سخن حق است ، شما صابريد ومسرور ، ومردم غافلند وكور . همانا أمت به راه هلاكت رفتند وبا خداى ورسول كافر شدند ، جز شما أهل بيت وآنان كه بر طريق شما مىروند واين‌گونه مردم ، عددي قليل‌اند . » اين وقت ، ابن عباس روى با معاوية كرد وگفت : « قال اللَّه : « وقليل من عبادي الشّكور » . هان اى معاوية ! چرا از قلت ما ، در عجب مانده‌اى ؟ از بنىاسرائيل در شگفتى باش ، آن‌جا كه ساحران فرعون را گفتند : « فاقض ما أنت قاض » ؛ هرچه خواهى مىكن . وبا موسى ايمان آوردند ، وهمچنان بنىاسرائيل در خدمت موسى دريا را عبره كردند وبسى معجزات وشگفتىها نظاره نمودند ، وبه موسى ايمان آوردند وبه تورات ودين موسى گردن نهادند . با اين همه ، گاهى كه به أصنام وأوثان عبور دادند ، آهنگ بت‌پرستى