تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
هامش
مىكنم تو را بدان‌چه رسول خدا مرا وصيت كرد . از پس من چون اين أمت با تو طريق مخالفت سپرد ، بيت خويش را ملازمت مىكن وبر گناه خويش زارى وضراعت مىفرماى ودنيا را مقصود خويش مساز ودر طلبش متاز . ونماز را به وقت بگذار وزكاة را به اهلش عطا كن ودر كارهاى شبهه‌ناك خاموش باش وهنگام خشم ورضا كار به عدل واقتصاد مىكن وهمسايه را نيكويى كن ومهمان را پذيرا باش واز رحمت با مستمند وشفقت با خويشاوند ، خويشتندارى مكن ودرويشان را مصاحبت كن وموافقت ايشان را دوست مىدار وآن را أفضل عبادات مىشمار . آرزوهاى دراز را درهم شكن واعداد مرگ مىكن ودنيا را ترك مىگوى ! چه تو خود رهينهء مرگى وهدف بلايى وافكندهء رنج وعنايى ، وتورا وصيت مىكنم كه در پنهان وآشكار خداى را نگران باشى وبىانديشه دست در گفتار وكردار نبرى ودر كار آخرت تعجيل كنى وكار دنيا را واپس افكنى واز مجالس تهمت بپرهيزى وبا همنشين بد نياميزى . اى فرزند ! در راه خدا كار به نيكويى گذار واز شتم زبان بازدار ودر امر به معروف ونهى از منكر ساعى باش وبرادران ديني وصالحان دين را دوست مىدار وبا فاسقان مدارا كن ودر دل دشمن باش ودر معبر مردم منشين وبا جاهلان طريق مجادله مسپار ودر معاش ، به عدل واقتصاد باش ودر عبادت ، خود را به صعوبت ميفكن وبيرون طاقت كار مكن وزيان زبان را به خاموشى دفع ده وزاد خويش را در سفر آخرت از پيش فرست وفراياد گير نيكويىها را تا دانا باشى وبر خُردان أهل خويش رحمت كن وپيران را بر توقير وتعظيم بيفزاى واز خورش خويش نخست لختى تصدق كن وبر تو است كه روزه بدارى كه زكاة بدن وسپر بلاهاست وبا نفس جهاد كن واز دشمن اجتناب جوى ، بر تو باد ملازمت مجالس ذكر تا خداى را فراوان ياد كنى . در نصيحت تو ، اى فرزند ! تقصير نكردم . اينك هنگام جدايى است . تو را وصيت مىكنم در نيكويى با محمد بن حنفيه ! چه ، أو برادر تو است وپسر پدر تو است ومىدانى كه من أو را دوست مىدارم ، اما برادرت حسين پسر مادر تو وبرادر اعيانى تو است . وصيت من در حق أو ، محل حاجت نيست وخداوند خليفهء من است بر شما . در اصلاح كار شما از وى سؤال مىكنم تا شر ستمكاران را از شما بگرداند . بر شماست كه شكيبايى كنيد وپاى اصطبار استوار داريد تا فرج خداى دررسد وهيچ كس را جز خداوند قدرتى وقوتى نيست . » آن‌گاه فرزندان خويش را كه از غير فاطمه عليها السلام بودند ، فرمود : « أطاعت حسن وحسين را واجب شماريد . » سپهر ، ناسخ التواريخ أمير المؤمنين عليه السلام ، 4 / 294 - 297 وديگر در بعضي كتب مقتل أمير المؤمنين عليه السلام ، از محمد بن حنفيه حديث مىنمايند ، مىفرمايد : « يك روز أمير المؤمنين عليه السلام حسنين عليهما السلام را مخاطب داشت . ثمّ قال : يا أبا محمّد ويا أبا عبداللَّه ! كأنِّي بكُما وقد خرجتْ عليكُما من بعدي الفِتَنُ ها هنا ، فاصبرا حتّى