هامش
وجان وزبان خود وجهاد نتوان كرد جز در خدمت امام يا آن كس كه از جانب امام باشد .
وخداى را نگران باشيد در فرزندان پيغمبر ومگذاريد ايشان را ستم كنند وحال آن كه دفع ستمكاره را توانا باشيد ، وخداى را نگران باشيد در أصحاب پيغمبر به شرط آن كه بدعتى در دين نياورده باشند وصاحب بدعتى را جا نداده باشند ! چه ، رسول خداى خواه از أصحاب وخواه بيرون أصحاب ملعون شمرد آن كس را كه در دين بدعتى نهد يا صاحب بدعتى را جاى دهد ، وخداى را نگران باشيد در رعايت زنان وغلامان وكنيزكان ، چه ايشان ضعيفانند واين وقت سه كرت به پا داشتن نماز را تأكيد مىكند . مىفرمايد : از سرزنش شنعتگران بيم مكنيد ! چه ، خداوند ستم ايشان وطغيان ايشان را دفع مىدهد وبا مردم سخن به نيكويى كنيد وجانب رفق را فرو مگذاريد كه خداوند چنين فرمان كرده [ است ] وامر به معروف ونهى از منكر را دست باز مداريد كه خداوند در كيفر آن ، مردم ستمكاره را بر شما بگمارد ونفرين شما را در حق ايشان نپذيرد . »
آنگاه فرمود : « اى فرزندان من ! بر شماست كه پيوستگى جوييد واز تفرق وتشتت بپرهيزيد ويكديگر را از بذل مال ومهربانى دريغ مداريد وبر نيكويى وپرهيزگارى أعانت يكديگر كنيد وبر خصومت وجريرت يارى مدهيد وبترسيد از خداى كه عذاب وعقاب خداوند سخت است . اى فرزندان عبد المطلب ! بايد كه نيابم شما را كه ابتدأ مىكرده باشيد به خونريزى مسلمانان وهمى گوييد كشته شد أمير المؤمنين وبه خونخواهى من خون بيگناهان بريزيد . بدانيد كه بايد كشته نشود مگر كشندهء من . اگر من از زخم أو بمُردم ، اورا زخمى بزنيد مانند زخمى كه أو مرا زد واورا مثله مكنيد ! چه ، از رسول خداى شنيدم كه از مثله بپرهيزيد ، اگرچه كار با سگ گزنده افتد . خداوند حفظ كند شما را اى أهل بيت من وحفظ كند در ميان شما حشمت پيغمبر شما را ، اكنون به خدا مىسپارم شما را . بر شما باد سلام خدا وبركات خدا ورحمت خداوند . »
سپهر ، ناسخ التواريخ أمير المؤمنين عليه السلام ، 4 / 287 - 290
« هذا ما أوصى به عليّ بن أبي طالب أخو محمّد رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم وابن عمّه وصاحبه ، أوّل وصيّتي أنِّي أشهد أن لا إله إلّااللَّه ، وأنّ محمّداً عبده ورسوله وخيرته ، اختاره بعلمه ، وارتضاه لخيرته [ . . . ] ، وأوصيك بمحمّد خيراً ، فإنّه شقيقك وابن أبيك ، وقد تعلم حبّي له ، وأمّا أخوك الحسين فهو ابن امّك ولا أريد الوصاية بذلك ، واللَّه الخليفة عليكم وإيّاه أسأل أن يُصلحكم وأن يكفّ الطّغاة البغاة عنكم .
والصّبر الصّبر حتّى ينزل اللَّه الأمر ، ولا حول ولا قوّة إلّاباللَّه العليّ العظيم . »
در جمله مىفرمايد : « أول وصيت من كه على پسر أبو طالب وبرادر رسول خدا وپسر عم أو ومصاحب أو ووصى أو هستم ، اين است كه شهادت مىدهم به وحدانيت خدا واين كه محمد بندهء أو ورسول أو وبرگزيدهء اوست وأو را به علم خويش اختيار كرد وخداوند مردگان را از گور بر خواهد انگيخت واز كردار ايشان پرسش خواهد كرد وداناست بر مكنون خاطرها . اى فرزند من ، حسن ! تو وصى منى . وصيت