زنده ماندن من ! مادر ! همه شاهدند كه تو زنى شريف و اصيل بودهاى چون فرزندانى نجيب و اصيل ، زاده و به جامعه تحويل دادهاى .
تو از آن بانوان نيكوكار و جهادگر هستى كه در هر امر خير ، يد بيضاى آنان هويداست تو براى ما ياد خير و نام نيك ذخيره كردهاى و آن گاه كه ديگران از پدرانشان ثروت ناپايدار دنيا ، به ارث مىبرند ما از تو نيكى و نيك نهادى را ميراث بردهايم .
اى مادر ! تو آن مادر دلسوز و مهربانى بودى كه هميشه مىخواستى خود را فداى ما كنى البته ما نيز قدر تو را مىشناختيم و در برابر شخصيت تو كوچكى مىكرديم و مىخواستيم كه فداى تو شويم و در راه تو قربان گرديم .
اى مادر ! اندوهى كه امروز همچون بارى سنگين بر دل من نشسته و غصهاى كه امروز از مرگ و فقدان تو دل مرا به درد مىآورد تاوان آن دردهائى است كه در دوران حمل و بهنگام زايمان بر دل تو وارد مىساختم و ناراحتىهائى كه براى به دنيا آمدن ، براى تو ايجاد مىكردم .
پايان
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: سيد ابراهيم سيد علوى
ص٧٥