است سپس با زبان ، سپس با قلب . پس كسى كه در قلبش طرفدار حق و معروف و بيزار از باطل و منكر نباشد قلبش وارونه مىشود » و حس تشخيص از او گرفته خواهد شد به گونهاى كه حق در نظر او باطل و باطل در نظر او حق جلوهگر خواهد شد . « 19 »
در كتاب القضاء
در كتاب القضاء نيز موارد زيادى است كه نهج البلاغه به آن ناظر است و مرحوم شيخ حر عاملى نيز روايات آن را در ابواب مناسب آورده و بزرگان علماء نيز به آن استدلال كردهاند كه به عنوان نمونه موارد زير را يادآور مىشود :
1 - نهى از قياس و آراء ظنى
در مورد لزوم علم براى قاضى و عدم جواز تكيه بر آراء ظنى و قياس در مسائل قضائى امام گفتار مبسوط و قاطع و كوبندهاى دارد كه قسمتى از آن را در اينجا ملاحظه مىكنيد :
« دو نفر در پيشگاه خداوند از همه مردم مبغوضترند جاهل بدعت گذار و عالم منحرف . . . سپس در مورد گروه دوم مىفرمايد او در بين مردم بر مسند قضاء تكيه زده و متعهد شده است كه آنچه را بر ديگران مشتبه شده روشن سازد اما هر گاه با مشكلى روبرو مىشود با حرفها و استدلالهاى بىاساس به نتيجه نادرستى اعتماد مىكند ، او در برابر شبهات فراوان به سستى تار عنكبوت است حتى خودش نيز نمىداند درست حكم كرده يا اشتباه ؟
نه آن قدر مايه علمى دارد كه در دعاوى مردم حق را از باطل جدا كند و نه براى مقامى كه به او تفويض شده اهليت دارد ، باور نمىكند كه ماوراى آنچه را كه انكار كرده دانشى وجود دارد و غير از آنچه او فهميده نظريه ديگرى است . . . خونهائى كه از داورى ظالمانهاش ريخته شد فرياد مىكشند ، و ميراثهائى كه به ناحق به ديگران داده صيحه مىزنند ، شكايت به خدا مىبرم از گروهى كه در جهل و نادانى زندگى مىكنند و در گمراهى جان مىدهند ( و به خاطر جهل و بى خبرى تمام نظامات حقوقى مسلمين را به هم مىريزند ) . « 20 »
2 - لزوم مراجعه به كتاب اللَّه و سنت در تشخيص احاديث معتبر
در اين زمينه به مالك اشتر مىفرمايد :
« و اردد الى اللَّه و رسوله ما يضلعك من الخطوب و يشتبه عليك من الامور فقد قال اللَّه تعالى
هامش
( 19 ) وسائل الشيعه صفحه 406 حديث 10 ( نهج البلاغه حكمت 375 ) .
( 20 ) وسائل الشيعه جلد 18 صفحه 23 حديث 5 ( نهج البلاغه خطبه 17 ص 59 ) .